یه دختری روب رومه....

یه دختری روب رومه....
نگاش میکنم....نگام میکنه!
میخندم ولی ..نمیخنده
میخوام بخندونمش....ولی نمیخنده
حرف میزنم باهاش...ولی جوابمو نمیده!
نگاش میکنم،
زیر چشماش چال افتاده...
یه غمی انگار تو صورتشه...
فقط نگام میکنه*
دلم براش میسوزه-دختر جونیه!
_چرا اینجوری شده...؟
_نمیدونم!
همینطور ک نگاش میکنم..
اشک از چشام میلغزه و میریزه رو گونم..!
اونم داره اشک میریزه...!
بهش گفتم:
_گریه نکن!
خواستم اشک هاشو پاک کنم...
دستم خورد ب .....اینه!
اون دختر غمگین خود من بودم....!(:🙂
دیدگاه ها (۶)

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

چند پارتی (درخواستی)

رمان. جونگکوک

یه دختر رو به رومه...نگاش میکنم... نگام میکنهمیخندم... ولی ن...

کیو=یادش بخیر...سوپرشو ها چه خوش میگذروندیم...چه خل بازی در ...

مست خون ( پارت ۱۲ )

میدونی من از اون دسته آدما نیستم که وقتی دلم میگیره بخوام مد...

سایه ای میان ما

نمیدونم چیزایی که خوندم چقد راسته!شاید اینم مث خیلی چیزا یه ...

#پارت۳اينجوري نميشد؟!...با لبخند اشکامو پاک ميکنه و ميگ:نه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط