شهریور شاعری ست ،
شهریور شاعری ست ،
با لباسی از جنس گل !
عطرش ،
که حوالی خانه ات بپیچد ،
عطر بابونه ها هم ،
مست می کند شهر را
شاید ،
در مشت هایش ، باران دارد !
با خاطراتی دور
عاشق که باشد ، دلنشین می شود
دلتنگ آمدن عشقی که می شود ،
آسمان هم می گیرد !
شاید ان قدر عاشق است ،
که نامش
روی لب های تو ، جا مانده !
هر بار او را صدا بزنی ،
دنیا ،
زیباترین تصویر هستی را
به تو ، نشان می دهد !
شهریور دستانش
بوی آغوش تو را می دهد !
این قلب دلداده
این هوا ،
که با تو نفس می کشد
جانش ،
به جان تو ، آغشته است !
مگر نمی دانی ؟!
شهریور ،
شاعرِ مهربانِ تمامِ ماه هاست !
عاشق شاعری ،
زمستانی تر از خودش می شود !
این قدر دور
این قدر نزدیک . .
عرفان_یزدانی
با لباسی از جنس گل !
عطرش ،
که حوالی خانه ات بپیچد ،
عطر بابونه ها هم ،
مست می کند شهر را
شاید ،
در مشت هایش ، باران دارد !
با خاطراتی دور
عاشق که باشد ، دلنشین می شود
دلتنگ آمدن عشقی که می شود ،
آسمان هم می گیرد !
شاید ان قدر عاشق است ،
که نامش
روی لب های تو ، جا مانده !
هر بار او را صدا بزنی ،
دنیا ،
زیباترین تصویر هستی را
به تو ، نشان می دهد !
شهریور دستانش
بوی آغوش تو را می دهد !
این قلب دلداده
این هوا ،
که با تو نفس می کشد
جانش ،
به جان تو ، آغشته است !
مگر نمی دانی ؟!
شهریور ،
شاعرِ مهربانِ تمامِ ماه هاست !
عاشق شاعری ،
زمستانی تر از خودش می شود !
این قدر دور
این قدر نزدیک . .
عرفان_یزدانی
- ۹.۸k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط