سناریو گربه وحشی من

پارت یک

ویو ا/ت

داشتم مثل همیشه خواب مامان و بابام رو میدیدم که این برادر خر من من رو بیدار کرد

چیفویو:ا/ت پاشو اولین روز مدرسه دیر میرسیم
ا/ت:داداش توروخدا فقط پنج دقیقه
چیفویو:نیم ساعت پیشم همینو گفتی پاشو ببینم

اندر ذهن ا/ت

داداش خودا لعنتت کنه یک روز عین آدم من نخوابیدم

از زبان راوی :

ا/ت از خواب پاشد و دست و صورتش را شست و رفت تو آشپزخونه

ا/ت:داداش صبحونه چی داریم
چیفویو:گشنه پلو با خورشت دلذعفه
ا/ت:مسخره 😑😑😑
چیفویو :ببخشید 😅😅املت برنج داریم
ا/ت:مرسی داداش جوننن😍
چیفویو :تغییر مدت تو حلقم 😑😑

از زبان راوی:

صبحانه خوردن و حاضر شدن که ناگهان زنگ در زده شد

ا/ت:من باز میکنم

از زبان‌ راوی:

ا/ت در را باز کرد و ......



ببخشید اگه بد شد😅

برای پارت بعد دوتا لایک
دیدگاه ها (۷)

سناریو مایکی پارت ۱

(وقتی داره ادا در میاره که قهره)یک روز کاملا عادی بود که جون...

سناریو مایکی پارت ۵

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سناریو مایکی پارت۱

تکپارتی جونگ کوک

ادامه سناریو

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

سناریو ران پارت اخر

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط