صبح

صبح
خورشید آمد
دفتر مشقِ شبم را خط زد
میروم دفتر پاک نویسی بخرم
زندگی را باید از سر سطر نوشت...

#صبحتون آدینتون_پرازلبخند
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

عاشقانه های شبنم

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

....پارت یازدهم.....

گربه ای در نیمکت کناری...

دیدار باتو (پارت ۲)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

صبح روز بعد، ا/ت دوباره به دفتر امور بین‌الملل دانشگاه رفت.ا...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط