Ice_cold_heart

p¹⁴

*مین یونگی تکیه داده و داره سیگار میکشه، سرش تو گوشیه..
ا.ت:اهم اهم(جدی)
یونگی:(سرش رو گرفت بالا و تازه ا.ت رو دید)عوو سلام خانوم خوابالو(خنده ریز)
ا‌.ت:ببند(چشم غره)
یونگی:....
ا.ت: خب؟..کجاست؟؟(جدی)
یونگی: تو برگرد مستقیم برو به معشوقه ات میرسی(خنده)
ا.ت: یه بار دیگه بخندی از سر در همین‌عمارت آویزونت میکنم(جدی)
یونگی:....*


*ویو ا.ت =زیر زمین:*

در زیر زمین رو با صدای آزار دهنده ای باز کردم چند تا بادیگارد مسلح پشت سرم‌ بودن رفتم‌جلوتر که با دیدن قیافه ای بیهوشش پوزخندی روی لبام شکل گرفت دفعه قبلی ملاقات یهویی داشتیم ولی این دفعه قراره خوش‌بگذره...با اشاره به بادیگارد یه سطل آب برداشت و ریخت روی سرش که مثل تسخیر شده ها یهو چشماش رو باز کرد...خنده ام گرفت چهره اش شبیه زمانی‌بود که وقتی خواب بود یهو می‌پریدم روش...لبخندی رو صورتم شکل گرفت که خیلی سریع دوباره جدی شدم
ا.ت:چه خبر؟؟(جدی، مسخره وار)
جونگکوک: ت..تو من رو به چه جرعتی بستی؟؟(داد)
ا.ت: باشه حالا انگار رئیس ج.م.ه.و.ر.ی.. اینقدر سخت نگیر باید بهش عادت کنی(پوزخند)
جونگکوک:....
ا.ت:چی‌شد؟؟ ساکت‌شدی؟؟(جدی،پوزخند)
جونگکوک:دلیلی‌نمیبینم باهات حرف بزنم
ا.ت:میخوای‌ یه دلیل خوب بیارم؟؟مثلا اینکه الان خوانواده ات اون دنیان؟هوم؟(پوزخند)
جونگکوک: چ..چی؟؟(متعجب)
ا.ت:(خند بلند شیط**انی)

#کیوت#فیک#بی_تی_اس#جیهوپ#جین#یونگی#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#کیدارما#فیکشن#سرگرمی#بلک پینک#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#رزی#لیسا#جنی#جیسو#کره_ای_جنو_بی#کره#دنس#وایرال#فیک_جونگکوک
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

ادامه سناریو

P³صبح، جیمین با صدای یونگی از خواب پرید.ـ هی، بچه!جیمین هول ...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

مافیای من

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

چندپارتی یونگی

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط