دختر کوچولوم
part 19
ات . پس من میرم خوراکی بیارم
دوها . برو مام جا ها رو درست میکنیم و فیلم رو میزاریم
ات . فیلم چی میزارید ؟
ات . ترسناک بزارید
دوها . نهههه عاشقانه
خواهر کوک . اره عاشقانهههه
ات . عیث زورم بهتون نمیچربه بزارید
ات رفت پایین و چند تا خوراکی برداشت و اومد بالا
ات . بیاید
نشسته بودن تقریبا ۱ ساعت از فیلم گذشته بود که صو...پر. صحنه شد
ویو جنگکوک .
از وقتی که ات از اتاقم رفت بیرون از اتاق بیرون نرفتم بلند شدم که برم ببینم چه خبر سر و صدایی ریز میومد نزدیک اتاقش شدم با صدای نا....له های ریزی مواجه شدم سریع در اتاق رو باز کردم و رفتم داخل که دیدم ۳ تاشون کنار هم نشستن و دارن فیلم میبینن با دیدن من سریع فیلم رو خاموش کردن
کوک . اون چی بود ؟؟
ات . عاااا چیز هیچی
کوک اومد و کنترل رو از دست دوها گرفت و تلوزیون رو روشن کرد با دیدن اون صحنه سریع خاموشش کرد و برگشت
ات که از خجالت اب شده بود گفت
ات . بیشورا گفتم ترسناک بزارید
کوک . خجالت بکشید پاشید برید اتاقتون
خواهر کوک . ما اینجا ۳ تایی با هم میخوابیم
کوک . تو خواهر منی یا اینااااا
ات . خواهر ما
کوک . دارم برات .
خواهر کوک . نمیتونی داشته باشی تا من اینجام فعلا
کوک . پاشو ببینم .
خواهر کوک . نههههه
ات . چیکارش دارییی بزار بمونههه
کوک . اینا نرن تو رو میبرم
ات . بابا چیکار من داری
ات . بچه ها نزارید منو ببره
بعد از یه عالمه جنجال و داد و بیداد و التماس بلاخره بیخیال شد و بلند شد رفت اونام نشستن فیلم ترسناک دیدن ( اینجوری پارت رو نوشتم که دل اونایی که گفتن ترسناک نشکنه ) ( خدایی بخاطر شما پارتا رو تغییر میدم کجا ادمین به این خوبی پیدا میکنید نه مرگ من )
ویو راوی .
نشسته بودن و داشتن فیلم نگا میکرد حدودا آخراش بود که یهو یه صدای اسلحه مانند اومد
هممون ترسیدیم و شکله شدیم
ات . چی بود بچه ها ؟؟
دوها . بچه ها جن بود ؟
خواهر کوک . اسکلی دوها ؟ صدا اسلحه است
ات بزار برمم ببینم
ات رفت بیرون دید
.
.
.
ادامه دارد ....
خب
اولین کامنتی که بزارید ازش میپرسم که کی پارت بعد رو بزارم و هر وقت بگه میزارم
ات . پس من میرم خوراکی بیارم
دوها . برو مام جا ها رو درست میکنیم و فیلم رو میزاریم
ات . فیلم چی میزارید ؟
ات . ترسناک بزارید
دوها . نهههه عاشقانه
خواهر کوک . اره عاشقانهههه
ات . عیث زورم بهتون نمیچربه بزارید
ات رفت پایین و چند تا خوراکی برداشت و اومد بالا
ات . بیاید
نشسته بودن تقریبا ۱ ساعت از فیلم گذشته بود که صو...پر. صحنه شد
ویو جنگکوک .
از وقتی که ات از اتاقم رفت بیرون از اتاق بیرون نرفتم بلند شدم که برم ببینم چه خبر سر و صدایی ریز میومد نزدیک اتاقش شدم با صدای نا....له های ریزی مواجه شدم سریع در اتاق رو باز کردم و رفتم داخل که دیدم ۳ تاشون کنار هم نشستن و دارن فیلم میبینن با دیدن من سریع فیلم رو خاموش کردن
کوک . اون چی بود ؟؟
ات . عاااا چیز هیچی
کوک اومد و کنترل رو از دست دوها گرفت و تلوزیون رو روشن کرد با دیدن اون صحنه سریع خاموشش کرد و برگشت
ات که از خجالت اب شده بود گفت
ات . بیشورا گفتم ترسناک بزارید
کوک . خجالت بکشید پاشید برید اتاقتون
خواهر کوک . ما اینجا ۳ تایی با هم میخوابیم
کوک . تو خواهر منی یا اینااااا
ات . خواهر ما
کوک . دارم برات .
خواهر کوک . نمیتونی داشته باشی تا من اینجام فعلا
کوک . پاشو ببینم .
خواهر کوک . نههههه
ات . چیکارش دارییی بزار بمونههه
کوک . اینا نرن تو رو میبرم
ات . بابا چیکار من داری
ات . بچه ها نزارید منو ببره
بعد از یه عالمه جنجال و داد و بیداد و التماس بلاخره بیخیال شد و بلند شد رفت اونام نشستن فیلم ترسناک دیدن ( اینجوری پارت رو نوشتم که دل اونایی که گفتن ترسناک نشکنه ) ( خدایی بخاطر شما پارتا رو تغییر میدم کجا ادمین به این خوبی پیدا میکنید نه مرگ من )
ویو راوی .
نشسته بودن و داشتن فیلم نگا میکرد حدودا آخراش بود که یهو یه صدای اسلحه مانند اومد
هممون ترسیدیم و شکله شدیم
ات . چی بود بچه ها ؟؟
دوها . بچه ها جن بود ؟
خواهر کوک . اسکلی دوها ؟ صدا اسلحه است
ات بزار برمم ببینم
ات رفت بیرون دید
.
.
.
ادامه دارد ....
خب
اولین کامنتی که بزارید ازش میپرسم که کی پارت بعد رو بزارم و هر وقت بگه میزارم
- ۲۲.۲k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط