مروری بر داستان های محلی ایران از اجنه و هیولاها

مروری بر داستان های محلی ایران از اجنه و هیولاها

داستان واقعی از رویت پاگنده در پیموت شهرستان نور استان مازندران
پیموت یکی از روستا های شهرستان" نور" که در کوهای وجنگل بکر واقع شده من خودم بچه پیموتم مردم اینجا به دفعات موجودی رو دیدن که سه چهار متر قد داره تقریبا مث میمونه و پشم سیاه رو تنش داره که مردم اینجا بهش میگن ال
این مشخصات خیلی شبیه "ساسکواچ" ولی مردم اینجا بهش میگن" ال" یه خاطره از دوره جوانی پدرم که همش تعریف میکنه اینه که یه روز داشت توزمین قدم میزد ک یه ردپایی تو برف دید که بین نیم تا یه متر طولش بود فاصله قدم ها هم خیلی از هم دور بود ک نشون میداد طرف یه چهار متری قد داشته ولی پدرم خودشو ندید و رفت از پدربزرگم که الان فوت کرده پرسید گفت که "اله" پدربزرگم قبلا از اینا دیده بود جالبه قدیمیای اینجا این موجود چهار متری نیمه میمونه پرمورو از جنیان میدونن ومیگن با آدم کاری نداره وخیلی بیتفاوت از آدم رد میشه ولی مهم تر از همه اینه که یکی از اقوام آقای "رشید پور" هفته پیش جلوی ویلای ما یکی از اینا رو دید و میخکوب شد البته فکر نکنم به وفور وجود دارن باید خیلی خوش شانس باشی که بتونی یه دونه از اونا رو ببینی اینایی که نقل کردم از آدمای جا افتاده و با اصلی بودن پدر من خودش فرهنگیه وآدم خشکیه فکر نکنم بابت همچین چیزی دروغ گفته باشه ولی جنگل های پیموت برا من یکی که راز آلود شده .
دیدگاه ها (۴)

برادر ناتنی

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

فاصله یک لبخند تا جنون

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط