{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک:سیگار با طعم نعنا

فیک:سیگار با طعم نعنا

پارت:4
__________🐍__________
(ا/ت ته نگاهش لرزید، اما نمیخواست این ریسک رو بکنه، رابطه با یک استاد؟! غیر ممکنه، ا/ت نگاهش رو از تام کند و با سرعت رفت بیرون کلاس)
_______پرش زمانی به کلاس معجون سازی_________
آقای گریلید:عصر بخیر، دانش اموزان، امروز میخوایم درمورد معجون عشق یاد بگیریم، کسی چیزی میدونه؟
(هرماینی دستش رو برد بالا و گفت)
بله پروفسور، معجون عشق جوریه که وقتی ما نزدیکش میشیم، عطر کسی یا چیزی که عاشقشیم رو پخش میکنه، برای من...بوی کاغذ کاهی..بوی خمیر دندون نعنایی..(هرماینی با هر جمله به معجون نزدیک تر میشد، که پروفسور در دیگ معجون رو بست و هرماینی متوقف شد، به خودش اومد و رفت سر جاش.)
پروفسور:(خنده) همینطور که دیدید، معجون عشق میتونه خطرناک باشه، حواستون رو جمع کنید!
(دریکو به ا/ت ضربه ای زد و با پوزخند گفت):هی ا/ت، شرط میبندم اگه نزدیک اون معجون بشی بوی ادکلن من خفت کنه..(دریکو و دوستاش تمسخر وار خندیدن) (ا/ت اخمی کرد و گفت):خفه شو مالفوی (دریکو پوزخندی شیطنت امیز زد و گفت):پس بهم ثابت کن!
(ا/ت کمی شک داشت، اما فقط برای اینکه دریکو رو خفه کنه قبول کرد، ا/ت قدم با قدم نزدیک به معجون شد، نگران بود، اون حتی نمیدونست کی رو دوست داره!
هر قدم تپش قلبش رو بیشتر میکرد، وقتی به معجون رسید همون موقع تام در کلاس رو باز کرد، ا/ت قلبش وایستاد و قبل از اینکه بتونه از معجون فاصله بگیره عطر تندی توی کلاس پیچید...اما اون عطر متعلق به چه کسی بود؟...


پایان پارت ۴.



اینم از این پارتتتت، امیدوارم لذتشو برده باشیددد،حمایت یادتون نره خیلیی خوشحالم میکنههه🍨 ماچ بهتون خوشگلا😽💞
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
🫣follow for more darling 🫵
دیدگاه ها (۵۵)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

قفس سفید مخملی

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط