تاج و اجبار

پارت 10

بعد هم ملکه اومد جلو،دقیقا مثل چیزایی که خونده بودم...همون قدر زیبا
تعظیمی کردم
لینورا:ملکه لایلی!بیشتر از همه چیز مشتاق این بودم تا شمارو ملاقات کنم و شیفته زیباییتون بشم ولی از تعریف ها خیلی برازنده تر هستید
لایلی:مثل شما پرنسس خانوم!در این مجلس بیشتر از همه میدرخشید و از آخرین باری که دیدمتون خیلی زیبا تر شدین
لبخندی زدم و بعد هم به دنیل خوش امد گفتن و بعد هم رفتیم و روی میز های گوشه ی سالن نشستیم و اطراف رو تماشا میکردیم
چند دقیقه که گذشت،موزیک پخش شد و فکر میکنم برای رقص بود
بقیه ی افراد سالن همراه رفصی انتخاب کردند و مشغول رقص شدند که گوشه سالن فیونا رو دیدم(خدمتکارش)
اون اینجا چیکار میکرد؟
سوالی نگاش کردم که لب زد و گفت ملکه،خب پس فهمیدم مادرم اونو فرستاده تا حواسش به من باشه
دنیل تا فیونا رو دید سمتش رفت و دستش رو گرفت و باهم مشغول رقص شدن
الان چیشد؟اینا چشون بود خبریه مگه؟
از کار هیچکس سر در نمیارم
همینطور با چشم های گشاد شده داشتم نگاهشون میکردم که دیدم آلاریک با لبخند داشت مستقیم به سمت من میومد
بهم که رسید خم شد و دستم رو گرفت و با ملایمت ب.وسید
آلاریک:این افتخار رو به من میدید،پرنسس؟
همه داشتن نگاهمون میکردن و اگه قبول نمیکردم،آبروی کشورم میرفت
لینورا:حتما
با این حرفم دستم رو کشید و بلند کرد و به سمت مرکز سالن رفتیم
همه دست از رقص وشیده بودن و دورمون جمع شدن
حواسم پی بقیه بود که با حس لمس دستی روی کمرم پوستم اتیش گرفت

...
دیدگاه ها (۰)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۰ *رضا*گفتم : بانو لطفا بشینید از...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۳: صد...

Forbidden love①④رینا: دختر نمی‌خوای حرف بزنی؟ سه‌روزه نشسته‌...

پنهان عشق

Enemys Embrsce [ part 39 ]

part 11

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۸----------------------------------------⭐🌕...

انتخابی بی بازگشت. Part.4

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط