{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹

پارت ۹
ات پیراهن رو پوشید(عکس پیراهن اسلاید ۲)
رفت پایین
جیمین: اوه بیبی گرل چق هات شدی
ات: مرسی ددی
جیمین یه بوسه کوتاه از لب ات میگیره و سوار ماشین میشن و میرن وقتی به بار میرسن یه پسری خیلی نزدیک ات میشه تا اینکه موقع رقص رسید و هیچ کسی هواسش نبود پسره دست ات رو میگیره و میبره تو یه اتاق خالی
ات: جیمیننن(با داد و جیغ)
ات انقد داد میزنه که جیمین از راه میرسه پسره نتونست هیچ کاری با ات بکنه
جیمین: کی جرعت کرده به بیبی گرل من دست بزنهه؟!(با داد)
جیمین: هی توله سگ بیا اینجا
پسره: من گوه خوردم
جیمین: گوه خوردن هیچ فایده ای ندارع زود باش با من بیاا(با داد)
پسره: ب...باشه
جیمین پسره رو میبره تو زیر زمین و شکنجش میده
جیمین: قصد مردن داری؟!
جیمین: میخوای بمیری؟!ها؟!(با داد)
پسره: ن...نه
جیمین: پس گوه میخوری به زنم نزدیک میشی فهمیدی؟!(با داد)
پسره: گ....گوه خوردم ولم کن دیگه نزدیکش نمیشم
جیمین: افرین پسر خوب حالا گمشو
پسره:ب...باشه
جیمین ات رو بغل میکنه و میاره تو خونه
جیمین: ات برو لباستو عوض کن
ات: چشم ددی
ات رفت لباسشو در آورد تا اینکه جیمین اومد تو

خب پارت ۱۰ رو فردا میزارم:)
دیدگاه ها (۱۰۲)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۸ | حسی که نمی‌شد ...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

#میکاپ_آرتیست_من

فیک ددی من P:15جیمین : برو گربه ات رو بیار +ب...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط