part¹⁵

part¹⁵

ا.ت احساس خالصانشو با اعماق وجودم درک کردم منم دوسش داشتم منم برای خنده هاش چشماش برای هر چیزی که مربوط به اون بود به وجد میومدم اما عشق...گاهی اوقات باید از عشق جدا بشی تا واقعا بتونی موفقیت کسی و که دوست داری ببینی و یونگی با قرار گذاشتن با من هیت میگیره و زندگیش سخت میشه نمیخوام برای زندگی یونگیم همچین اتفاقی بیوفته
ا.ت.راستش...ممنون بابت این کلمات قشنگ اما....من نمیتونم قبول کنم که باهات قرار بزارم
یونگی.چ..چرا
ا.ت.من...چونکه ..خب من به شخص دیگه ای علاقه دارم و نمیتونم ازش دل بکنم
یونگی.
دستشو گرفتم و گفتم
یونگی.اون شخص کیه واقعا اینقدر دوسش داری
ا.ت.ولم کن بهم دست نزن اره خیلی دوسش دارم بیشتر از تو دوستش دارم اصلا حتی یکی لحظه هم نمیتونم به این فکر کنم که رهاش کن *منو ببخش یونگی *
یونگی.ا.ت بهم یک فرصت بده شاید تونستم احساساتتو تغییر بدم(یکم با صدای بلند)
ا.ت نه نمیتونیییی تو...اصلا باهاش قابل مقایسه نیستی(داد)
یونگی. ولی...
ا.ت.اصلا میدونی چیه من از اولشم که داخل گروه اومدم ازت خوشم نمیومد فقط به خاطر اعضا باهات مدارا کردم اونوقت چطور فکر میکنی میتونم دوست داشته باشم*یونگیا من از اعماق وجودم دوست دارم و برای دیدنت بال بال میزنم اما امیدوارم یه روزی متوجه بشی که من این کارو به خاطر خودت انجام دادم*
یونگی.پس از اولم نمیخواستی منو ببینی
ا.ت.ا...ااره
یونگی.باشه ...من به حرفت گوش میدم
دیدگاه ها (۸)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

سناریو خط قرمز پارت ۲

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو باچیرا پارت دوم

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط