هلوووووووو برو بکس

هلوووووووو برو بکس

بریم برای پارت بعدی

اومدم بلند شم که دیدم افتادم

وقتی بلند شدم دیدم نمیتونم درست راه برم و کوک اونجا داشت می‌خندید

& هییییی نخند تو این بلا رو سرم آوردی

_تو بگو من الان تحریک شدم ...... بگو خب

&خب

_چیکار کنم

&تو بگو حالا

_خب

&مثلا من الان پریودم .... خب

_خب

&و تو تحریک شدی اوکی
من باید چیکار کنم

_دو راه وجود داره
پشتت و دهنت

&منتقیه 😑

دینگ دینگ

عه مگه ساع ........ یییییههههه....... ۱۰ عه 😰

بلند شو

دیییننننگگگگ دینگگگگگگ «اقا درو باز کنید جر دادن خدشونو»

_& سلام

مامان کوک (م ک ) بابای کوک ( ب ک )

م ک: سلام تازه عروسم
ب ک : خوبی دخترم
&ممنونم مرسی

............
سر میز شام

_ات سالاد رو بده
آت داد
م ک : خب کی بیایم از پدر و مادرت خواستگاریت کنیم 🙄
&«با بغض سکی» من پدر و مادرم رو از دست دادم
ب ک : الهی


م ک : بنظرم اگه واقعا قصد ازدواج دارید فردا برید عقد کنید

همه:موافقیم

آت تو چی

&منم موافقم


........


شاید یک پارت یا دو پارت دیگه تموم بشه
دیدگاه ها (۲)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

پارت 2 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ ★ات: نه نه لطفا پدرمو نک...

#برادر ناتنی من

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط