دومین دیدار:

دومین دیدار:

امروز تصمیم گرفتم برم پل طبیعت یه نوشیدنی خنک خریدم و داشتم منظره رو نگاه میکردم که گروهی از دخترها  رو دیدم به سمتم اومدن و شمارم رو میخواستن وقتی به اطرافم نگاه کردم باورم نمیشد اون دختر رو دیدم از کنارم رد شد و با نگاهی تمسخر آمیز بهم نگاه کرد و گفت خوشگل نیست و رفت هم خوشحال بودم و هم ناراحت دخترها رو کنار زدم و رفتم پیشش بهش سلام کردم و اونم جواب داد من منو کنار زد و رفت واو چه مغرور و جذاب خیلی دوس داشتنی بود دیدم رفت خوراکی خرید و روی نیمکت نشست منم رفتم پیشش نشستم بهم نگاه کرد و گفت
+گمشو
_منو یادت نیست
+تو همون کسی هستی که هرجا میرفتم بودی؟
_تو منو یادته میتونم شمارت رو داشته باشم
+میخوای چیکار؟
_فکر میکنم تو سرنوشت منی♡
+زیاد این حرف رو می‌شنوم
اون رفت منم دنبالش با ماشین رفتم میخواستم مطمعن بشم دوست پسر نداره حتی اسمش بهم نگفت خیلی خوشگل بود هرجور شده باید برای خودم بشه
از یکی از دوستاش اسمش رو پرسیدم اسمش واقعا قشنگ بود
دیدگاه ها (۷)

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

پایین

الماس زیبای من ...

پارت 2کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

[چند پارتی]

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط