دختری را دیدم از جنس بهار

دختری را دیدم از جنس بهار
با موهای بلند و موج دار
یک غنچه گل صورتی هم
لابه لای موهایش گذاشته بود،
چشمان رنگی و مینیاتوری داشت
و با آن لبهای قلوه ای کوچکش
آهنگی را زیر لب زمزمه میکرد.
آن دختر یک دختر معمولی نبود
او همان "دلبر اردیبهشت" بود
.
.
#رمیصا_رستگار
دیدگاه ها (۹)

دیو و دلبر پارت ۱۱ مامان موهامو پشت گوشم میزد -آروم باش دختر...

فعلا نیک نیم نداره

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

{محکوم به لمس } part ۱۳ 杂交种نگاهی به لباس عروسش انداخت لحنش ...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط