(رابطه ی مخفی) پارت=اول

داشتم مثل همیشه میرفتم [یو ای] که باکوگو رو دیدم نمیدونم چرا ولی وقتی میبینمش یه حال دیگه ی دارم تو فکر بودم که یهو یه صدایی شنیدم
باکوگو=هویییییی
ایزوکا=با منی؟
باکوگو=کسی جز خودت اینجا میبینی؟
ایزوکا=اممممم
باکوگو=زود باش وگرنه دیر می‌رسیم
سرمو یه نشونه ی تایید کردن حرف تکون دادم عجیب بود باکوگو خیلی آروم بود البته پیش من اینجوریه.....داشتم پشت سرش راه میرفتم که دستمو گرفت و کشید
ایزوکا=هیعیییی
باکوگو=هوی درست حرف بزن
اعصبانی شدم ولی نمیخواشتمباهاش بحث کنم برا همین جلو نرش راه رفتم و تقریبا رسیده بودیم [یو ای] رفتی رسیدیم باکوگو جلو تر از من رفت و در باز کرد و رفت داخل وقتی پشت سرش رفتم تو کلاس همه با تعجب بهم خیره شده بودن منم اعصابم خورد بود و گفتم بزار خودمو خالی کنم
ایزوکا =چیهههه نکنه جن دیدین؟
کامیناری=ایزو جونم با باکوگو میگردی داری کمکم شبیش میشی آروم باش
ایزوکا=من با اون نمیگردممم
مینا =هی هی وایسا تو چرا با باکوگو امدی؟
ایزوکا = نا سلامتی خونه هامون پیش همههه
ناتسوکی امد و تو گوشم زمزمه کرد
ناتسوکی=آروم باش دختر...وحشی میشی جذاب تر میشی
ایزوکا=پوففف
بخاطر حرف ناتسو سرخ شده بودم و رفتم نشستم سر جام (میز جلویی باکوگو)و ایزاوا سنسه امد تو
ایزاوا=خب همگی اماده بشید برای تمرین بعدشم مبارزه ی دو به دو دارین
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
امیدوارم خوشتون آمده باشه اگه خواستین پار بعدی رو هم میزارم❤️
دیدگاه ها (۵)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۰

رمان یک نیمکت فاصله

"نکنه عاشقش شدم؟"پارت⁴اولین بار بود همچین حسی داشتم و تازه ا...

bts

مهمه کپشن اس مگه نه😂🎀عروسک من😈🔞پارت چهاردهم اروم لبامو م.ک م...

شجاعت در سایه

the first lie

رمان عشق ممنوع

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

اجبار به بد بختی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط