سیلام بر همگی🤣

سیلام بر همگی🤣
ی ری اکشن دیگه نوشتم🤡

بریمممم✨🐾
موضوع:اگه سوسک ببینی

دازای:تو حال و هوای خودش بود ک یهو جیغ کشیدی
ا/ت:سوسکککککککک دازای تروخدا بکشش😭😭😭😭
دازای اولش تو شک بود بعد مود کرم ریزیش فعال شد🤡
سوسک رو برداشت و دوید دنبالت
*گفته شده بعد از کشتن سوسک دازای هم ب خاطر ضربه مغزی داخل کما رفته 😑

چویا:داشت میرفت بنوشه ک...ا/ت:چویااااا سوسکککککککک😖😖😖
ی لحظه رفت تو شک بعد ک اومد کنارت و سوسک رو دید
خندش گرفت و گفت:
ا/تت ت از این میترسیییی🤣🤣🤣
ا/ت:چویا دیوونه نشو بکشش تروخدا
چچیا دمپایی ابری ا/ت رو برداشت و شلپ شلوپ سوسک گرامی را سقط کرد😂

آکوتاگاوا:داشت تو اتاقش پرونده ها رو حل میکرد ک ی دفعه صدای جیغ ا/ت رو شنید
بدو بدو از اتاق بیرون اومد ک با ا/ت و سوسک مواجه شد
ا/ت:اکووووو جون هر کی که دوس داری بکشششششش🥺🥺
اکو جان با قیافه ی کاکا سنگی🗿سوسک را کشت و برگشت اندر اتاقش🗿🗿🗿😑

امیدوارم که خوشتون اومده باشه💖🤝🏻✨
دیدگاه ها (۱۷)

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

[•] عمارت عشق [•] part:  19دازای نگاهش کمی نرم شد... این مدت...

•~•~• پیوند اجباری : قسمت اول •~•~•صبح بود ، بارون خیابون ها...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط