ارواح🖤

ارواح🖤

پارت 7

(پرش زمان به ساعت ۵ بعدظهر )

ویو آ۰ت: به ساعت کردم که ساعت ۵ بعدظهر بود و رفتم از کمد لباسام یه لباس بیرونی اوردم و پوشیدم و یه ارایش لایت کردمو از اتاقم اومدم بیرون و رفتم توی حال که دیدم میرا روی کاناپس و منتظر منه

آ۰ت: منتظر من بودی

میرا : اره چقدر دیر اومدی

ویو آ۰ت : اومدم حرف بزنم که لیسا از اتاقش اومد بیرونو گفت

لیسا : منم امادم بریم

میرا : بریم

ویو میرا : سوار ماشین شدیم و به سمت کافه ای راه افتادیم (بعدز چندمین رسیدیم به یه کافه) وقتی که رسیدیم به کافه اونجا با جیهوپ برخورد کردم

میرا : سلام جیهوپ دوباره همو دیدیم

جیهوپ : سلام میرا

آ۰ت: میرا ایشون کین

جیهوپ : من کسی هستم که میرا رو نجات داد

لیسا : که اینطور خوبه

تهیونگ : سلام

جین : سلام

جیهوپ : راستی یادم رفت اینا دست راست های من هستن

آ۰ت: اها سلام اسم من آ۰ت از اشناییتون خوشبختم

جین : منم خوشگله

تهیونگ : از اشناییتون خوشبختم خانم لیسا

لیسا : منم

ویو آ۰ت : همه نشستیم روی یه صندلی میرا پیش جیهوپ و لیسا پیش تهیونگ و منم که پیش جین

جین : آ۰ت چیزی نمیخای که برات سفارش بدم

آ۰ت: اممم یه قهوه

جین: چشم مادمازل
دیدگاه ها (۱)

مافیای من

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

My Boy❄

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

برترین مدل پارت ۱

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط