☆سناریو☆

☆سناریو☆
وقتی مافیا هستن و جلوشون لباس باز می پوشی

نامجون: کتشو درمیاره میده به تو و میگه دیگه نبینم لباس باز بپوشی
________
یونگی: دخترکم؟
ا.ت: هوم؟
یونگی: اینو پوشیدی به عواقبش هم فکر کردی؟
ا.ت: ها؟
یونگی: هاا؟
ا.ت: غلط کردم، بزار الان عوض میکنم
یونگی: آفرین بچه خوب
________
جین: داداش!؟
ا.ت: زهر چته؟
جین: لباس باز تر از این نبود؟
ا.ت: نه نبود والا
جین: میخوای مافیا ها بلاهای بد سرت بیارن؟
________
هوپی: ا.ت!(کوبنده)
ا.ت: بلهههه؟
هوپی: یا همین الان لباستو عکس میکنی یا وقار مافیایی مو کلا عوض میکنم
ا.ت: گو*ه خوردم ببخشید
میری و به لباس پوشیده می پوشی
هوپی: حالا شد
________
جیمین: ا.ت؟
ا.ت: بله؟
جیمین: ماه من، با زبون خوش میگم برو لباساتو عوض کن، مگر نه.....
ا.ت: خودم میدونم رفتم به خدا رفتم
جیمین:(خنده) باشه برو
________
تهیونگ: ا.تتتتتتتتتت
ا.ت: زهرمارو ا.ت چته؟
تهیونگ: یا همین الان میری لباستو عوض میکنی یا باید با دخترونگی‌ت خداحافظی کنی!(محکم)
ا.ت: یا خدا، رفتم باشه الان عوض میکنم
رفتی و یه بلیز شوار پوشیدی
تهیونگ: آفرین الان شد، دفعه بعدی تکرار شه دیگه اصلا بهت فرصت نمیدم، با روی مافیای خشن‌م رو به رو میشی، گرفتی؟
ا.ت: اوهوم
_______
جونگ کوک:ا.ت یه لحظه بیا اتاق
ا.ت: اومدم
ویو توی اتاق........
جونگ کوک: در بیار
ا.ت: چیو؟
جونگ کوک: لباساتو، با دخترونگی‌ت خداحافظی کن بیبی گرلم، میخوام تورو مال خودم بکنم
ا.ت: نه کوک، نکن توروخدا، هرکاری بگی میکنم
جونگ کوک: خودت بیدارش کردی، خودتم باید بخوابونیش
ا.ت: نه توروخدا
جونگ کوک: برو لباستو عوض کن تا نظرم عوض نشده
ا.ت: باشه
میری توی حموم و لباستو عوض میکنی
ا.ت: خوبه؟
جونگ کوک: آره، آخخخ(با درد)
ا.ت: خوبی؟ (نگران)
جونگ کوک: میدونی وقتی یه پسر تحر*یک میشه اگه خالیش نکنه دردش میاد خیلی
ا.ت: ببخشید، دیگه لباس باز نمی پوشم
جونگ کوک: عیب نداره بچه من، اولین بارت نیست اینجوریم میکنی
ا.ت: خیلی ببخشید(آروم)
جونگ کوک دردشو کنترول میکنه و میگه: عیب نداره، بیا بریم
ا.ت: اونو چیکار میکنی؟
جونگ کوک: چیو؟
ا.ت: موزتو، شده شبیه بادکنک
جونگ کوک: خودش می‌خوابه
ا.ت: باشه
◇پایان◇
خودم خوشم اومد از این سناریو
نظر شما چیه؟
دیدگاه ها (۱۳)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط