دره ای انتهای راهم بود که نفهمیده بودمش گرچه

دره ای انتهای راهم بود که نفهمیده بودمش گرچه
موج میزد درون چشمانش عشق مثل چراغ های خطر

عشق مثل غذای مسموم است
می خوری ابتدا و می فهمی اثرش را دو ساعت دیگر...


#عشق#تلخ
#امید_نقوی
#امیدنقوی
دیدگاه ها (۱)

⏳ فال ساعت‌های آینه‌ای  فقط ساعتی را بخوان که چشمت بی‌دلیل ب...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

رمان انتقام ازدواج کامل

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

پارت اول: «ملکه‌ی قمارخانه‌های زیرزمینی»ساعت از دوازده شب گذ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط