رمان من او

به نام خالق دراکو
منِ او
فصل اول
پارت اول
هوا ابری بود.دانش آموزان هاگوارتز هر کدام مشغول کاری بودند.روی نیمکت،دخترکی با مو های سیاه به زمین خیره شده بود و موهای بلندش طوری دورش ریخته بود که صورتش معلوم نبود.در آن سوی نیمکت،دراکو،به همراه دو نوچه احمقش،کرب و گویل،و هم گروهی اش پنسی پارکینسون،که مدام ور ور میکرد نشسته بود،دراکو هیچ حواسش به آنها نبود و به دختری که آن سوی نیمکت نشسته بود خیره شده بود.
باران،ارام آرام خودش را به زمین رساند.
بچه هایی که در حیاط بودند،فورا به داخل ساختمان مدرسه پناه آوردند.اما دراکو همچنان به آن دختر خیره مانده بود....
در حیاط هیچکس نبود جز دراکو و آن دختر.
دراکو همانطور که روی نیمکت نشسته بود آرام آرام خودش را به او نزدیک کرد و دستش را روی دست او گذاشت. دخترک که انگار از خواب پریده بود سرش را بالا آورد و با چشمان خیس از اشکش به دراکو خیره شد.
دراکو،در چشم های سیاه او،به اعماق خاطرات تلخ کودکی اش فرو رفت:دختر کوچکی روی زمین نشسته و میگرید،زنی از درد فریاد می زند،مردی میخندد.دخترک با آن صدای بغض آلود کودکانه اش داد میزند:بابا!تورو خدا بس کن....اذیتش نکن...
مرد در میان خنده هایش داد میزند:نارسیسا!این دختر که هنوز این جاست!
نارسیسا میاید و دختر را در آغوش‌ می‌کشد و از آنجا میبرد...
دراکو شاهد تمام اینهاست...
ناگهان دراکو به خودش میآید.از باران خیس آب شده.
به دخترک میگوید:من تو رو میشناسم؟
دخترک آرام زمزمه میکند:شاید...
دراکو در حالی که بدن لاغر و خیس اورا در آغوش می‌کشد آرام میگوید:شاید...
#ادامه-دارد...
نظرتون و کامنت کنین
دیدگاه ها (۲)

( last minute )

فعلا نیک نیم نداره

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

....پارت بیستم....

( Blue Side )

هم‌سلولی خطرناک (part7) ÷ بالاخره پیداتون کردمروزنامه از دست...

پارت سوم._*بیگناهان*_

پارت ۲/اخر«چان؟!»چان وسط اتاق ایستاده بود.موهایش خیس بود.حول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط