به جگرکی گفتم برای جگرم سیخ داری؟

به جگرکی گفتم برای جگرم سیخ داری؟

گفت: نمک هم میخواهی؟
گفتم: نمک را بگذار برای زخم هایم 😔

جگرکی خندید و سیخ را کرد تو...
بگذریم 😑
دیدگاه ها (۳)

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐 🌷🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو همیشه این‌قدر حو...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚بــرایِ جـایِ خـالـیِ نـبــودنـتدارم بــهـای...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

معاملهp261جونگ‌کوک آرام روی پاهای تهیونگ نشست؛ هنوز بدنش از ...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۳خودشو عقب کشید و به تهیونگ ...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط