کاش می شد که کسی می آمد

کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ما را می شست
وبه ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده است
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁29{تو فقط دختری بودی که اون شب......

رمان هفتمین سایه

رمان انتقام ازدواج کامل

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

پارت سوم: «شلیک در تاریکی»سکوت سنگین پنت‌هاوس تنها با صدای آ...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط