بچها اشتباهی پارت ۲۳ گزاشتم ۲۹ قاطی نکنین اینم ادمشع

ویوی میسو
رفتیم شرکت من چند تا گربه ی کیوت دیدم
به کوک گفتم
میسو کوک
کوک جانم
میسو تو برو شرکت من ی چند لحظه بعد میام
کوک چیزی شده
میسو نه ولی این کیوتا رو ببین
کوک ای خدا
میسو من میخام ازشون عکس بگیرم تو برو بالا
کوک دیر نکنیا
مییو باشه برو بالا

کوک رفت بالا هوا چون ابری بود (یادم نمیاد هوا تو پارت قبل چیجوری بود ولی شما ابری در نظر بگیرید)
بارون گرفت
میسو ای خدا من که شماها رو نمیتونم اینجا تنها بزارم پس شما رو میبرم گزاشتم شون لای ی پاچه
و رفتم تو شرکت که دیدم منشی ی کوک یه لباس
باز پوشیده با یه ارایش غلیظ رفتم و.....
دیدگاه ها (۰)

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

پارت ۳۷

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

رمان: رفتار سرد .

پنهان عشق

پارت ۲۶

انتقام یا عشق

جنده از بلاکی درم بیار ببین چیکارت میکنم حروم زاده درست بهت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط