بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

بره های این حوالی گرگ ها را میدرند

 

ماهیان شهرما از کوسه هم وحشی ترند

 

زاغ های بی صفت جای کبوتر می پرند

 

زنده ها هم آبروی مرده ها را میبرند

 
 

به مرگ راضی شدن، به پیروزی دست یافتن است.
دیدگاه ها (۴)

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

پارت ۲ : تئوری های عجیب از توکیو ریونجرز

### پارت هفتم: «سایه‌ی تردید در راهروهای سفید»راهروهای اداره...

پارت ۴۵

dark life = 49ات از پله‌ها پایین دوید. آشپز، آقای هان، توی آ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۲: ص...

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط