پارت ۹۱ فیک ازدواج مافیایی
اسلاید اول لباس ا،ت برای رستوران
اسلاید دوم لباس کوک برای رستوران
پارت ۹۱
کوک ویو
رفتم پاساژ و کادوی ا،تو گرفتم (میفهمید)
و گذاشتم جایی که ا،ت تو ماشین حواسش نیس ، تو صندوق عقب
و رفتم به سمت خونه
به محض اینکه به خونه رسیدم و درو باز کردم دیدم صدای خوندن ا،ت میاد
ا،ت ویو
انقد فکر کردم چیکار کنم که مغزم رید ، یس یه فکری زد به سرم ......ناهار درست میکنم
مواد لازمو آماده کردم و یه آهنگ گذاشتم و باهاش بلند بلند همخونی و آشپزی میکردم که یهو کوک اومد
کوک : به به زن خوش صدای من ، نظرت در مورد شنید صدای نالت چیه ؟ (بم)
سروع آهنگو قطع کردم و گفتم
ا،ت : چیزه ، خب حوصلم سر رفته بود گفتم ناهار درست کنم
کوک : خوب کاری کردی فدات شم ..... کی غذا آماده میشه ؟
ا،ت : الان آماده میشه تو برو لباساتو عوض کن
کوک رفت لباساشو عوض کرد و اومد، منم میز و چیدم و باهم غذامونو خوردیم
ا،ت : چطور شدع ؟
کوک : فدات شم عالیه
غذامونو خوردیم و بعد هم میزو جمع کردیم و با کمک هم ظرفارو میشستیم ، کوک هی بهم میگفت بشین ولی من قبول نمیکنم
(الان دارن ظرف میشورن)
کوک : عشقم ... قربونت بشمم... میگم بشین
ا،ت : کوکی جونم ؟ فقط خودکشی کردم و عمل شدمو الان خوبم ، چرا عین یه حامله باهام رفتار میکنی
کوک سرشو خاروند و گفت
کوک : باشع بابا جوجه
باهم بقیه ی ظرفارو شستیم و رفتیم و روی مبل رو به روی تلویزیون نشستیم
ا،ت : ساعت چند میریم ؟
کوک : عامم ۶ عصر
ا،ت : باشع ، هاااا(خمیازه)
کوک : چیشدع فدات شم خوابت میاد ؟
ا،ت : اوهمممم
کوک : تو بخاب من ۵ عصر بیدارت میکنم حاظر شی
ا،ت : باشع
سرمو روی شونه کوک گذاشتم و خوابیدم
۲ ساعت بعد
کوک : عشقم ؟ زندگیم ؟ فدات شم ؟ عزیزم ؟ جوجه ؟
ا،ت : هوم ؟
کوک : پاشو دیرت میشه ها
با این حرف کوک عین برق گرفته ها پاشدم و رفتم بالا ، یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و یه لباس سبز بلند پوشیدم و موهامو خشک کردم و فر ملایم دادم و یه آرایش لایتم کردم و کفش پاشنه بلند سفیدمم پوشیدم و رفتم پایین ، دیدم کوکم آمادس
کوک : بریم ؟
ا،ت : آرع بریم
باهم سوار ماشین شدیم و رفتیم به محل برگزاری جشن ، یه رستوران شیک بود که رزرو شدع بود ، خب طبیعیه ، مافیاها که نمیتونن بین مردم باشن
ولی چرا هیچ کس نیس
رفتیم سر یکی از میزا نشستیم که ۴ نفره بود
ا،ت : دیگه کی قرارع اینجا بشینه ؟
کوک : جیمین و زنش
ا،ت : عه میا.....میاد ؟
کوک : آرع قربونت بشم
چند دقیقه صبر کردیم که جیمین و میا اومدن ولی کس دیگه ای نیومد
نشسته بودیم و چهارتایی حرف میزدیم که یهو .......
اسلاید دوم لباس کوک برای رستوران
پارت ۹۱
کوک ویو
رفتم پاساژ و کادوی ا،تو گرفتم (میفهمید)
و گذاشتم جایی که ا،ت تو ماشین حواسش نیس ، تو صندوق عقب
و رفتم به سمت خونه
به محض اینکه به خونه رسیدم و درو باز کردم دیدم صدای خوندن ا،ت میاد
ا،ت ویو
انقد فکر کردم چیکار کنم که مغزم رید ، یس یه فکری زد به سرم ......ناهار درست میکنم
مواد لازمو آماده کردم و یه آهنگ گذاشتم و باهاش بلند بلند همخونی و آشپزی میکردم که یهو کوک اومد
کوک : به به زن خوش صدای من ، نظرت در مورد شنید صدای نالت چیه ؟ (بم)
سروع آهنگو قطع کردم و گفتم
ا،ت : چیزه ، خب حوصلم سر رفته بود گفتم ناهار درست کنم
کوک : خوب کاری کردی فدات شم ..... کی غذا آماده میشه ؟
ا،ت : الان آماده میشه تو برو لباساتو عوض کن
کوک رفت لباساشو عوض کرد و اومد، منم میز و چیدم و باهم غذامونو خوردیم
ا،ت : چطور شدع ؟
کوک : فدات شم عالیه
غذامونو خوردیم و بعد هم میزو جمع کردیم و با کمک هم ظرفارو میشستیم ، کوک هی بهم میگفت بشین ولی من قبول نمیکنم
(الان دارن ظرف میشورن)
کوک : عشقم ... قربونت بشمم... میگم بشین
ا،ت : کوکی جونم ؟ فقط خودکشی کردم و عمل شدمو الان خوبم ، چرا عین یه حامله باهام رفتار میکنی
کوک سرشو خاروند و گفت
کوک : باشع بابا جوجه
باهم بقیه ی ظرفارو شستیم و رفتیم و روی مبل رو به روی تلویزیون نشستیم
ا،ت : ساعت چند میریم ؟
کوک : عامم ۶ عصر
ا،ت : باشع ، هاااا(خمیازه)
کوک : چیشدع فدات شم خوابت میاد ؟
ا،ت : اوهمممم
کوک : تو بخاب من ۵ عصر بیدارت میکنم حاظر شی
ا،ت : باشع
سرمو روی شونه کوک گذاشتم و خوابیدم
۲ ساعت بعد
کوک : عشقم ؟ زندگیم ؟ فدات شم ؟ عزیزم ؟ جوجه ؟
ا،ت : هوم ؟
کوک : پاشو دیرت میشه ها
با این حرف کوک عین برق گرفته ها پاشدم و رفتم بالا ، یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و یه لباس سبز بلند پوشیدم و موهامو خشک کردم و فر ملایم دادم و یه آرایش لایتم کردم و کفش پاشنه بلند سفیدمم پوشیدم و رفتم پایین ، دیدم کوکم آمادس
کوک : بریم ؟
ا،ت : آرع بریم
باهم سوار ماشین شدیم و رفتیم به محل برگزاری جشن ، یه رستوران شیک بود که رزرو شدع بود ، خب طبیعیه ، مافیاها که نمیتونن بین مردم باشن
ولی چرا هیچ کس نیس
رفتیم سر یکی از میزا نشستیم که ۴ نفره بود
ا،ت : دیگه کی قرارع اینجا بشینه ؟
کوک : جیمین و زنش
ا،ت : عه میا.....میاد ؟
کوک : آرع قربونت بشم
چند دقیقه صبر کردیم که جیمین و میا اومدن ولی کس دیگه ای نیومد
نشسته بودیم و چهارتایی حرف میزدیم که یهو .......
- ۱۱۸.۵k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط