سناریو استرنجر تینگز درخواستی
سناریو استرنجر تینگز درخواستی
اگه بهمون خیانت کنن و پشیمون باشن
مایک:خودشم باورش نمیشد همچین کاری کرده یارو دختره خیلی خودبین بود برعکس تو که خیلی فداکار بودی باهاش کات کرد حتی جواب سلامشم نمیداد اخرشم اومد ازت عذرخواهی کرد
ویل:بچه اصن خجالت میکشید تو روت نگاه کنه و دیگه با دختره حرف نمیزد
لوکاس: تا کجا احساس گناه میکردااا اما نشون نمیداد
داستین : بچه گوگولیییی اصن خیانت بلد نیست
استیو:این بچمونم هرکی رو میدید میفهمید مثل تو نیست دختره رو ول کرد افسردگی گرفت و دیگه تا اخر عمرش سینگل موند ولی خیلی باهات مهربون بود
جاناتان: خودشو نمیبخشید و با اینکه پول نداشت برات کادو میگرفت ولی ازت انتظار نداشت ببخشیش
ادی:باورم نمیش_
بیلی:یهو دیدی جدی شد گفت الان پشیمونم میخوای ببینی چقدر پشیمونم؟ بعد دختره رو سوار ماشینش کرد با سرعتتتت گاز داد و در این حین دختررو پرت کرد(داداشمون خاشنه)
هنری:براش عادی شده بود ادم حسابش نکنن اما هم دختره رو هم تک تک دوستاتو جلوی چشت شکنجه داد تا برگردی پیشش(جونننن)
............................
خیلی خوشحال شدم درخواستی دادین بازم بدیننن
اگه بهمون خیانت کنن و پشیمون باشن
مایک:خودشم باورش نمیشد همچین کاری کرده یارو دختره خیلی خودبین بود برعکس تو که خیلی فداکار بودی باهاش کات کرد حتی جواب سلامشم نمیداد اخرشم اومد ازت عذرخواهی کرد
ویل:بچه اصن خجالت میکشید تو روت نگاه کنه و دیگه با دختره حرف نمیزد
لوکاس: تا کجا احساس گناه میکردااا اما نشون نمیداد
داستین : بچه گوگولیییی اصن خیانت بلد نیست
استیو:این بچمونم هرکی رو میدید میفهمید مثل تو نیست دختره رو ول کرد افسردگی گرفت و دیگه تا اخر عمرش سینگل موند ولی خیلی باهات مهربون بود
جاناتان: خودشو نمیبخشید و با اینکه پول نداشت برات کادو میگرفت ولی ازت انتظار نداشت ببخشیش
ادی:باورم نمیش_
بیلی:یهو دیدی جدی شد گفت الان پشیمونم میخوای ببینی چقدر پشیمونم؟ بعد دختره رو سوار ماشینش کرد با سرعتتتت گاز داد و در این حین دختررو پرت کرد(داداشمون خاشنه)
هنری:براش عادی شده بود ادم حسابش نکنن اما هم دختره رو هم تک تک دوستاتو جلوی چشت شکنجه داد تا برگردی پیشش(جونننن)
............................
خیلی خوشحال شدم درخواستی دادین بازم بدیننن
- ۴.۰k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط