{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Criminal love#

#Criminal love:13 part#
Roz:
سانا حالت کنجکاوانه ای به خودش گرفت
سانا: پس انیشتن رز از نظر بزرگواری همچون شما سرنوشت چیه؟
جی وون: من جواب رو از قبل میدونم
لنا شروع کرد به دست زدن
لنا: !چه کشف بزرگی ، پاشیم مدال بندازیم گردنش؟
سوال اخرش از من پرسیده شد
جی وون هم یه چشم غره حسابی بهش رف
+ سرنوشت نوشته شده نیست ، نوشته میشه و واقعا برام سواله چرا قبل از اینکه چیزی رو بگین یا درموردش قضاوت کنین به معنا ای که بهش داده شده نه ، به معنا ای که داره فکر نمی کنین؟
جی وون: فلسفه باز کرد
لنا: من که چیزی نفهمیدم
سانا:میشه در یک جمله خلاصه اش کنی؟
!الانه که سرم رو به دیوار بزنم ، ادم جلومه؟ نه
انگار یادت رفته؟
حرف صدایی که ازم پرسید رو تایید کردم
+ در یک جمله؟
هر سه شون همزمان سر تکون دادن
+ این ماییم که مینویسمش ، نه اونی مه اون بالاس ..........اون به افریده هاش از جمله انسان اختیار داده و اگه خودش مینویسه یعنی دروغ گفته و اون هیچ دلیلی برای دروغ !گفتن به چیزی که افریده و از بین میبره نداره
یکم تو فکر فرو رفتن جوری که میخواستن درک کنن ولی
لنا: یک جمله نبودا
سانا نیشگونی ازش گرفت که اخش بلند شد
دیدگاه ها (۲)

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

[•] عمارت عشق [•]Part :²⁴دستش تو جیبش بود، که یچیزیو احساس ک...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

قسمت هفده

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_سیزدهم عموی ا/ت، اون...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط