زندگی دوباره
اینترنتم کامل وصل شد ایولا
پارت ³⁸
«سلام پروانه جونم!»
کایا همچنان داره زنیتسو رو تماشا میکنه که داره دخل اون عنکبوته رو نیاره
کایا: حاجی پشمای نداشتم! چه قوی بود این نمیدونستم!😬
زنیتسو میفته روی اون خونه ماننده بعد از کشتن عنکبوت
کایا میره بالا سرش
کایا: بابابرقی جونم؟ بابابرقی جوننن؟ بابابرقی مردییی؟؟🤓
زنیتسو: お_お
زنیتسو: کایا..... چان؟
کایا: عه ایول زنده ای🤓 نمیریاااااا
زنیتسو: #_#
کایا: عه عه داری عنکبوت میشی که! واستا نجاتت بدم!
و یه سرنگ از ناکجاآباد در میاره و سریع تا ته فرو میکنه تو دست زنیتسو که جیغ بابابرقی در میاد: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
کایا: اههه نجیغ دیگههههههههههههههه دردش کجا بود اخههههه؟؟؟
زنیتسو :@_@
کایا همونجا میشینه: هی نمیری هااا الان چن نفر میان کمکت🤓
همون لحظه سر و کله شینوبو پیدا میشه و رو اون خونه وایمیسته
کایا برمیگرده سمتش و عربده میکشه و ذست تکون میده: پروانه جونممممممم🤓
شینوبو با دیدن کایا شوکه میشه و با جیغ کایا تعادلش رو از دست میده و در سه کلمهی ناقابل «پرت.میشه.پایین»
کایا: عه وا مردی که😮💨
شینوبو خودش رو جمع و جور میکنه و برمیگرده بالا: کایا چان! اینجا چیکار میکنین؟ این چند سال کجا بودین؟
کایا: استپ کن یکی یکی البته بعد اینکه این جناب ادم شد الان نه. نگاش کن عنکبوته!🤓
شینوبو: %_%
شینوبو: من از این پسر مراقبت میکنم. شما میتونین برین!
کایا: دستت طلا عشقی🤓❤️
و میپره پایین و اون دختره رو میبینه
کایا: سلام دختر جوننننن🤓
دختره :#_#
دختره سمت کایا از اون پیله ها میندازه که کایا جاخالی میده
کایا: هوی هوی بیا جوانمردانه بازی کنیم خب🤓
دختره: منظور؟
کایا: یعنی مث آدم نوبتی حمله کنیم و صب کنیم تا طرف مقابل آماده باشه🤓
دختره تو ذهنش: اینجوری خیلی خوبه چون میتونم با یه حرکت اونو تو پیله ها گیر بندازم!
دختره: قبو_
کایا: تنفس ستاره فرم پنجم هالی
حرفش کامل نشد چون کایا پخ پخش کرد🗿
دختره در حال تجزیه شدن: چرا، چرااااا خودت گفتی که_
کایا: که مث آدم باشیم؟ خو تو آدم نیستی شیطانی به من چه🤷🏻♀️
دختره: #_#
دختره در افق محو شد...
کایا: مث که باید برم پیش کای...
سرگذشت لونا(این اسمو میزارم که بفهمین جدا از هم ان🗿)
پارت ²
حس معلق بودن میکردم احساس سبکی شدیدی بود و نمیدوستم کجام
؟؟؟: خوش اومدی.
لونا: ها؟ تو کی هستی ؟اینجا کجاسسسس؟
؟؟؟: نمیتونم بهت بگم ولی من الهه تناسخ هستم.
لونا: هه الهه تناسخ نشنیده بودم که شنیدم
بگو من کجام؟.
صدام پخش میشد.
الهه تناسخ: تو توی فضای منی هر جا من بگم میری و هر شکل و ظاهری که من میگم میشی.
لونا: جانم؟
خو قراره کجا برم؟
یا کی بشم؟.
الهه تناسخ : قراره به بدن دختری بری که مرده هنوز دلم نمیخواد دختر به اون نازی و مهربونی بمیره.
لونا: اسمش چیه؟
کجاست؟.
الهه: اسمش آماکازه هینا هست
و نمیتونم بگم کجا---.
صداش محو شد.
لونا: هوی با تو ام.
✯✯✯
راز تایشو:
1-لونا امیدواره تو این زندگیش خوانواده ای داشته باشه.
2-لونا از نور به شدت متنفره و اونجا چون تاریکه حس خوبی داره.
3-لونا عاشق رنگ آبی، بنفش و جیگریه و از رنگ های روشن مثل صورتی متنفره.
4-شینوبو تمام مدت داشت کایا رو تماشا میکرد و تو دلش تشویقش میکرد
5-دارویی که کایا به زنیتسو تزریق کرد داروی بیهوشی بود تا زنیتسو بگیره بکپه مزاحمت ایجاد نکنع
6-زنیتسو تمام مدت جنگ کایا و اون دختره تو بیهوشی در اثر دارو بود...
✯✯✯
اهم اهم
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
پارت ³⁸
«سلام پروانه جونم!»
کایا همچنان داره زنیتسو رو تماشا میکنه که داره دخل اون عنکبوته رو نیاره
کایا: حاجی پشمای نداشتم! چه قوی بود این نمیدونستم!😬
زنیتسو میفته روی اون خونه ماننده بعد از کشتن عنکبوت
کایا میره بالا سرش
کایا: بابابرقی جونم؟ بابابرقی جوننن؟ بابابرقی مردییی؟؟🤓
زنیتسو: お_お
زنیتسو: کایا..... چان؟
کایا: عه ایول زنده ای🤓 نمیریاااااا
زنیتسو: #_#
کایا: عه عه داری عنکبوت میشی که! واستا نجاتت بدم!
و یه سرنگ از ناکجاآباد در میاره و سریع تا ته فرو میکنه تو دست زنیتسو که جیغ بابابرقی در میاد: عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
کایا: اههه نجیغ دیگههههههههههههههه دردش کجا بود اخههههه؟؟؟
زنیتسو :@_@
کایا همونجا میشینه: هی نمیری هااا الان چن نفر میان کمکت🤓
همون لحظه سر و کله شینوبو پیدا میشه و رو اون خونه وایمیسته
کایا برمیگرده سمتش و عربده میکشه و ذست تکون میده: پروانه جونممممممم🤓
شینوبو با دیدن کایا شوکه میشه و با جیغ کایا تعادلش رو از دست میده و در سه کلمهی ناقابل «پرت.میشه.پایین»
کایا: عه وا مردی که😮💨
شینوبو خودش رو جمع و جور میکنه و برمیگرده بالا: کایا چان! اینجا چیکار میکنین؟ این چند سال کجا بودین؟
کایا: استپ کن یکی یکی البته بعد اینکه این جناب ادم شد الان نه. نگاش کن عنکبوته!🤓
شینوبو: %_%
شینوبو: من از این پسر مراقبت میکنم. شما میتونین برین!
کایا: دستت طلا عشقی🤓❤️
و میپره پایین و اون دختره رو میبینه
کایا: سلام دختر جوننننن🤓
دختره :#_#
دختره سمت کایا از اون پیله ها میندازه که کایا جاخالی میده
کایا: هوی هوی بیا جوانمردانه بازی کنیم خب🤓
دختره: منظور؟
کایا: یعنی مث آدم نوبتی حمله کنیم و صب کنیم تا طرف مقابل آماده باشه🤓
دختره تو ذهنش: اینجوری خیلی خوبه چون میتونم با یه حرکت اونو تو پیله ها گیر بندازم!
دختره: قبو_
کایا: تنفس ستاره فرم پنجم هالی
حرفش کامل نشد چون کایا پخ پخش کرد🗿
دختره در حال تجزیه شدن: چرا، چرااااا خودت گفتی که_
کایا: که مث آدم باشیم؟ خو تو آدم نیستی شیطانی به من چه🤷🏻♀️
دختره: #_#
دختره در افق محو شد...
کایا: مث که باید برم پیش کای...
سرگذشت لونا(این اسمو میزارم که بفهمین جدا از هم ان🗿)
پارت ²
حس معلق بودن میکردم احساس سبکی شدیدی بود و نمیدوستم کجام
؟؟؟: خوش اومدی.
لونا: ها؟ تو کی هستی ؟اینجا کجاسسسس؟
؟؟؟: نمیتونم بهت بگم ولی من الهه تناسخ هستم.
لونا: هه الهه تناسخ نشنیده بودم که شنیدم
بگو من کجام؟.
صدام پخش میشد.
الهه تناسخ: تو توی فضای منی هر جا من بگم میری و هر شکل و ظاهری که من میگم میشی.
لونا: جانم؟
خو قراره کجا برم؟
یا کی بشم؟.
الهه تناسخ : قراره به بدن دختری بری که مرده هنوز دلم نمیخواد دختر به اون نازی و مهربونی بمیره.
لونا: اسمش چیه؟
کجاست؟.
الهه: اسمش آماکازه هینا هست
و نمیتونم بگم کجا---.
صداش محو شد.
لونا: هوی با تو ام.
✯✯✯
راز تایشو:
1-لونا امیدواره تو این زندگیش خوانواده ای داشته باشه.
2-لونا از نور به شدت متنفره و اونجا چون تاریکه حس خوبی داره.
3-لونا عاشق رنگ آبی، بنفش و جیگریه و از رنگ های روشن مثل صورتی متنفره.
4-شینوبو تمام مدت داشت کایا رو تماشا میکرد و تو دلش تشویقش میکرد
5-دارویی که کایا به زنیتسو تزریق کرد داروی بیهوشی بود تا زنیتسو بگیره بکپه مزاحمت ایجاد نکنع
6-زنیتسو تمام مدت جنگ کایا و اون دختره تو بیهوشی در اثر دارو بود...
✯✯✯
اهم اهم
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
- ۸.۲k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط