سناریو درخواستی:)))
وقتی عضو نهمی و فک میکنی خوابن،سرشونو میبوسی
چان:از خواب بیدار میشه جاشو با جات عوض میکنه و کلی قلقلککت میده تا دیگه تو باشی از خواب بیدارش نکنی
مینهو:بعد اینکارت یکی از چشاشو باز کرد و بهت خندید"فک کردی خوابم شیطون"و توهم از خجالت سعی کردی تو بغلش گم شی
چانگبین:بیدار میشه و یه جوری عاشقانه نگاهت میکنه که دلت برای نگاهش غش میره
هیونجین:با حرفاش بعد این کارت قند تو دلت آب میکنه"انقد دلت برام تنگ شده بود که نتونستی منتظر بمونی بیدارشم زندگیم"
جیسونگ: از خواب بیدار میشه"به به دلبر خانم،ممنون که عشقتو از خواب بیدار کردی" و بعد بغلت میکنه و اونم از موهات میبوسه
فلیکس:در ناز ترین حالت ممکن از خواب میپره و وقتی میبینه تویی خیالش راحت میشه و لبای خوش طعمتو میبوسه
سونگمین:"باز چیشده،گوشیمو شکستی یا دلت برام تنگ شده که از خواب بیدارم کردی"توهم با لحن کیوتی میگی آخری و با خنده های سونگمین به قیافه ی خجالت زده ات گونه هات سرخ میشن
جونگین:"چاگیا؟چه عجب دیگه از خجالتی بودن دست برداشتی"و بعد این حرفت سریع گونت قرمز شد که جونگین فهمید هنوز همون دختر خجالیته خودشی
چان:از خواب بیدار میشه جاشو با جات عوض میکنه و کلی قلقلککت میده تا دیگه تو باشی از خواب بیدارش نکنی
مینهو:بعد اینکارت یکی از چشاشو باز کرد و بهت خندید"فک کردی خوابم شیطون"و توهم از خجالت سعی کردی تو بغلش گم شی
چانگبین:بیدار میشه و یه جوری عاشقانه نگاهت میکنه که دلت برای نگاهش غش میره
هیونجین:با حرفاش بعد این کارت قند تو دلت آب میکنه"انقد دلت برام تنگ شده بود که نتونستی منتظر بمونی بیدارشم زندگیم"
جیسونگ: از خواب بیدار میشه"به به دلبر خانم،ممنون که عشقتو از خواب بیدار کردی" و بعد بغلت میکنه و اونم از موهات میبوسه
فلیکس:در ناز ترین حالت ممکن از خواب میپره و وقتی میبینه تویی خیالش راحت میشه و لبای خوش طعمتو میبوسه
سونگمین:"باز چیشده،گوشیمو شکستی یا دلت برام تنگ شده که از خواب بیدارم کردی"توهم با لحن کیوتی میگی آخری و با خنده های سونگمین به قیافه ی خجالت زده ات گونه هات سرخ میشن
جونگین:"چاگیا؟چه عجب دیگه از خجالتی بودن دست برداشتی"و بعد این حرفت سریع گونت قرمز شد که جونگین فهمید هنوز همون دختر خجالیته خودشی
- ۱۷.۵k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط