ددی فاکرم

part 14

کوک و ات و لارا و جینهو سوار موتور شدن و هر دو برابر بودن و با هم میرفتن ات نقشه یی داشت که کوک رو ببره ( کوک و ات جلوی موتور و لارا و جینهو عقب موتور نشستن)

لارا . ات میخوای چیکار کنی؟ اگر ببازیم چی ‌؟

ات . نمی‌دانیم می‌بریم نترس

لارا . خب میگم

ات . چیه ؟

لارا . سرعتت رو بیشتر کن

ات . وایس کاریت نباشه

ات و کوک با هم همزمان و کنار هم داشتن میرفتن که ات به کوک نگاه کرد و یچیزی گفت جوری که لارا و جینهو نشنیدن و کوک سرعتش پایین اومد و ات سرعتش رو بیشتر کرد و برنده شد

ات . هوراااااااا ما بردیم دیدی

کوک . قبول نیست تقلب کردی

ات . ۱ سال میرینم بهت هاهاه

کوک . یه هفته هرچی بگم همونه

لارا . پس منم میتونم تا ۱ سال با جینهو فشار وارد کنم

ویو ۲ ساعت بعد ( راوی با عدد ۲ قرارداد بسته 🤣)

لارا و جینهو رفتن خونشون و تیو راه برگشت کوک و ات با هن بودن

کوک . ات جدی گفتی اون حرف رو ؟

ات . چیو ؟

کوک . همون که موقع موتور سواری گفتی

ات . اینکه میخوام برگردم نیوزلند ؟

کوک . آره

ات . خب هنوز قطعی نشده ولی اره

کوک . هعییی باش

ات و کوک رسیدن خونه دیدن همه دارن نگاه گوشیشون میکنن و نگران هستن

وقتی وارد شدن همه با اعصبانیت و نگرانی بلند شدن و گفتن

مادر ات . آن کوک تا الان کجا بودید خیلی نگران شدیم گوشیتونو چرا جواب نمیدید کجا بودید ساعت رو دیدید ؟ چرا با هن بودید اصلا( دور تند

ات . مامان چی شده آروم باش نفس بگیر

پدر کوک . پسرم کجا بودید ؟

کوک . رفته بودیم موتور سواری

ات . عمو ما دیگه بچه نیستیم که

مادر کوک . بچه نیستید ولی ما خیلی نگران شدیم گوشیتونو جواب نمیدید

ات . ۱۳۸ تا تماس از دست رفتههههه ؟ ببخشید رو سایلنت بود

کوک . منم شارژم تموم شده بود

پدر ات . خب حالا ولش کن نگا ساعتم نکردید ؟

کوک . بابا ول کنین دیگه رفته بودیم موتور سواری برگشتیم چرا بازجویی میکنیددد وای مگه بچه ایم

ات . درست میگه بعدشم از ۹ که نگذشته گذشته !؟

مادر ات . په نه په ساعت ۱۲ شبه

ات . خب ببخشید دیگه بابایی امروز کوک رو بردم تو مسابقه

پدر ات . واقعاااا آفرین بزن قدش

کوک . دور اول که من بردم حتی وقتی جرزنی کردی تازه تا یه هفته حق با منه

ات . حالا کی گفته من قبول میکنم

پدر کوک . خب دیگه برید بخوابید

همه رفتن بخوابن ات رفت سمت آشپزخونه و کوک هم پشتش رفت

ات رفت سمت یخچال و یه چیزی برداشت و داشت می‌خورد که کوک گفت

کوک . برام شیر موز بیار
.
.
.
ادامه دارد ...
خوشگلا ها الان ۲ پارت دیگه میزارم
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

مربی موتور سوار

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

چندپارتی جونگ کوک

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط