{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

پارت ۸
ویو یونجون
بعد کلی سختی ماموریت تموم شد ا.ت انقد مست بود همچی میخندید دارم براش هوففف خیلی خسته شده بودم به هیونجین گفتم بره ا.ت بیار
علامت هیونجین(*
*ا.ت پاشو بریم
_تو کی
*پاشو خستم
_پا نمیشم
دیدم انقد حرف میزنه از دستش گرفتم کشون کشون میبردمش اونم هی غر میزد رفتیم و سوار شدیم
ویو یونجون
رفتم اتاقم تا کمی استراحت کنم به خدمتکار گفتم ا.ت رو بیاره
_بابا ولم کن دیگه اه
+میتونی بری
_اینا چقد زیادن یکی میره یکی دیگه میاد خسته شدم
+زیاد حرف نرن بیا اینجا ببینم
_نمیخوام
+گفتم بیا اینجا(با داد
_اوکی
_هااا
_بابا دستم ول کن اه
ویو یونجون
مستی زده به سرش دیوونه شده دیدم داره چرت و پرت میگه بردمش حموم وان پر کردم اب سرد رو وا کردم که به خودش بیاد موقعی که آبو باز کردم موهام خیس شد که ا.ت گفت
_وقتی موهات خیس میشه جذاب تر میشیا
هیچ حرفنی نگفتم رفتم بیرون داشتم با لپ تاپ کار میکردم و پروژه هارو بررسی میکردم که ا.ت بدو بدو رفت اتاقش رو مخمه اون از کار امروزش اینم از این
ویو ا.ت
از وان اومدم بیرون به اطرافم نگاه کردم دیدم اینجا اتاق رئیس وای خدا امروز ماموریت مهم رو خراب کردم حتما رییس از دستم عصبانیه سریع از اونجا اومدم بیرون و بدو بدو رفتم اتاقم داشتم موهامو خشک میکردم که در اتاقم زده شد رفتم باز کنم که
دیدگاه ها (۸)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

همسر غیره منتظره

پارت ۴ (سرنوشت)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط