..داستان ترسناک...قسمت اول...اسم:جن در حمام...
..داستان ترسناک...قسمت اول...اسم:جن در حمام...
فکر کنین یکی از این خونه قدیمی ها که امارت خونه تا در خونه 2 دقیقه راه دارین و الان ساعت 12 شب و شدید داره بارون میاد و همه رفتن مهمونی و بخاطر بارون شدبد شب نمیتونن برگردن خونه .خونه شماهم از این امارت2 طبقه هاست با ی زیر زمین بزرگ که توی روزهم به سختی نور اونجا روشن میکنه و طبقه دوم خیلی وقته خالی شما هم نشستین پای ماهواره دارین فیلم میبینین که یه دفعه با ی رعد برق شدید تمام برق خونه میره شما میمونین با صدای باد و رعد برق و سوزه سگ و گرگ با نور گوشی هرجوری ی شمع توی خونه پیدا میکنی و روشنش میکنی میرین که بخوابی که ی دفعه صدای شرشر اب از تو حموم میاد وبین شما تا حمام ی راه رو بزرگ وطولانی بدون هیچ نوری هست شماهم یواش یواش نزدیک میشی تا ببینی چی که یکدفعه صدای اب قطع میشه و شماهم با اون نور کم شمع وقتی در حمام باز میکنی متوجه میشی که کل حمام خیس وکسی اونجا حمام کرده ولی کسی اونجا نیست شماهم بی خیال میشی فکر میکنی اون صدای اب توهم و ترس بوده و خیسی حمام از طهر که برادرت حمام کرده ولی هنوز ترسی توی وجودته که نکنه اشتباه میکنی باهمون ترس بر میگردی به اتاقت که بخوابی و وقتی چشمات داره گرم میشه دوباره همون صدای شر شر اب شروع میشه ولی این دفعه صدای خنده و شادی هم همراه اونه تو فکر میکنی پدر مادرت زمانی که خواب بودی برگشتن با این امید دوباره شمع روشن میکنی میری بیرون ولی هرچی صدا میزنی کسی جواب نمیده و اون صدا هنوز داره میاد به خودت دلداری میدی دوباره سمت حموم میری ولی ایندفعه صدا قطع نمیشه وتو در باز میکنی.......
قسمت بعدو بزارم؟....
فکر کنین یکی از این خونه قدیمی ها که امارت خونه تا در خونه 2 دقیقه راه دارین و الان ساعت 12 شب و شدید داره بارون میاد و همه رفتن مهمونی و بخاطر بارون شدبد شب نمیتونن برگردن خونه .خونه شماهم از این امارت2 طبقه هاست با ی زیر زمین بزرگ که توی روزهم به سختی نور اونجا روشن میکنه و طبقه دوم خیلی وقته خالی شما هم نشستین پای ماهواره دارین فیلم میبینین که یه دفعه با ی رعد برق شدید تمام برق خونه میره شما میمونین با صدای باد و رعد برق و سوزه سگ و گرگ با نور گوشی هرجوری ی شمع توی خونه پیدا میکنی و روشنش میکنی میرین که بخوابی که ی دفعه صدای شرشر اب از تو حموم میاد وبین شما تا حمام ی راه رو بزرگ وطولانی بدون هیچ نوری هست شماهم یواش یواش نزدیک میشی تا ببینی چی که یکدفعه صدای اب قطع میشه و شماهم با اون نور کم شمع وقتی در حمام باز میکنی متوجه میشی که کل حمام خیس وکسی اونجا حمام کرده ولی کسی اونجا نیست شماهم بی خیال میشی فکر میکنی اون صدای اب توهم و ترس بوده و خیسی حمام از طهر که برادرت حمام کرده ولی هنوز ترسی توی وجودته که نکنه اشتباه میکنی باهمون ترس بر میگردی به اتاقت که بخوابی و وقتی چشمات داره گرم میشه دوباره همون صدای شر شر اب شروع میشه ولی این دفعه صدای خنده و شادی هم همراه اونه تو فکر میکنی پدر مادرت زمانی که خواب بودی برگشتن با این امید دوباره شمع روشن میکنی میری بیرون ولی هرچی صدا میزنی کسی جواب نمیده و اون صدا هنوز داره میاد به خودت دلداری میدی دوباره سمت حموم میری ولی ایندفعه صدا قطع نمیشه وتو در باز میکنی.......
قسمت بعدو بزارم؟....
- ۹.۳k
- ۱۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط