{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهداء...

بسم رب الشهداء...




دهه اول محرم هرجایی که بود خودش رو به آمل می رسوند؛آخه مداح تکیه محل(سیکاپل) بود.از دوره جوونی مداحی رو شروع کرده بود، به همون سبک سنتی آمل...
آخر مراسم بعد از سخنرانی، سینه زنی شروع می شد؛ با توجه به جمعیت چندتا حلقه تشکیل می شد و مداح وسط حلقه ها می ایستاد و نوحه خوانی می کرد...

وقتی حاج اسماعیل میکروفون رو می گرفت و نوحه های جوشی(اصطلاحا) خودش رو شروع می کرد ، شور و هیجان سینه زن ها دوچندان می شد؛ خیلی ها خصوصا جوونای هیئت عاشق مداحی های شهید حیدری بودند...

یه دهه سینه زنی تو تکیه، بعد هم دسته زنجیر زنی روز تاسوعا تو شهر آمل؛ ترجیع بندهای بلند رو بدون وقفه می خوند و شور و حرارت رو به زنجیر زن ها انتقال می داد؛ چه دسته عزاداری منظم و پرشوری...

شبهای دهه اول محرم سه چهار مسجد و تکیه مداحی می کرد و آخر شب به تکیه قمربنی هاشم تو محله سیکاپل آمل می اومد...

تقریبا هرجایی برای اولین بار مداحی می کرد، ازش می خواستن شب های بعد هم مداحی مراسم شون رو به عهده بگیره!...

آخه از دل می خوند، با خلوص کامل.وقتی روضه می خوند قطرات اشک از گوشه چشمهای خودش هم جاری بود، می سوخت و می خوند...


پ.ن:
این عکس مربوط شهید مدافع حرم سردار شهید حاج اسماعیل حیدری درحال نوحه خوانی در دسته عزادری آمل هستند...





شهادت بی قرارهای جامونده صلوات...
دیدگاه ها (۳)

درخواستی تک پارتی از مایکی

سناریو تهیونگ

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

پارت ۵۷یک ماه بعد. باغِ اختصاصیِ عمارت غرق در گل‌هایِ یاس بو...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

پارت ۲۰:

خالق نوای ماندگار کربلا کربلا ما داریم میآییم

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

چندپارتی جیمین

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط