تقدیر تلخ:)

&: چه نسبتی با ایشون دارید خانم؟
+چرا دارید میبریدش..او…اون کار اشتباهی نکرد!!اون جونگکوکی منه!!هیچوقت کار اشتباهی ازش سر نمیزنه!!(بلند.گریه)
&لطفا تا قبل ساعت ۱۲ به محل کارمون بیاید..اگر میخواید با این آقا ملاقات داشته باشید
-هیششش..نباید میفهمیدی..چرا به اینجا اومدی؟(زیرلب.بغض)

“ساعت ۱۱ محل ملاقات”

+…
-…
+فقط توضیح بده..(صدای گرفته)
-چرا به اونجا اومدی؟
+فقط توضیح بده کوک..(صدای گرفته)
-ا.ت..میدونی که هیچوقت کار اشتباهی نمیکنم!
+(سرش رو آروم تکون میده)
-خب..به بقیش فکر نکن!
+قراره باهات چیکار کنن جونگکوک؟(آروم.صدای گرفته)
&وقت ملاقات تمومه!(بلند)جئون جانگ کوک..آماده باش..زودتر انجام میشه،امروز ساعت ۳ شروع می‌کنیم!
+چی شروع میشه..کوک؟(بغض)
-ما مال همیم…درسته؟
+کاملا..درسته!
-خودتو ناراحت نکن..فقط بهش فکر نکن!
&خانم..لطفا بفرمایید بیرون! وقت ملاقات تمومه!
+ساعت ۳……به دیدنت میام..عزیز ترینم!
-نه..نباید بیای(زیرلب)

“محل بر قراری حکم اعدام..ساعت ۲:۵۸”
درسته! اعدام…اون کار اشتباهی نکرد،فقط قرار بود کمک کنه اما……

…………………

«فلش بک»
-جونگکوک-

کارام تموم شده بود و میخواستم برم خونه..توی این هوای خوب پیاده روی عالیه! نزدیک خونه بودم اما یه کوچه عقب تر صدا هایی میومد..نمیتونستم حس کنجکاویم رو خاموش کنم، توی اون کوچه ی باریک و خاموش رفتم! جلوتر که رسیدم مردی روی زمین بود! اون چش شده؟

-حالت خوبه؟
؟ب..برو(زیرلب)
-چی؟کمکی از دستم بر میاد؟
؟برو پسر جون..ای..اینجا نباش!(اروم)
-چرا برم؟صبر کن زنگ بزنم اورژ….

صدای ماشین پلیس اومد..مردی که روی زمین افتاده بود دست کوک رو گرفت….

؟بهت هشدار دادم که بری..(بی حال.اروم)

جونگکوکی که از هیچی خبر نداشت همونجا ایستاد..

*دستا بالا..بهت هشدار میدم فکر فرار به سرت نزنه!(بلند)

از همه جا بی خبر بود..نمیدونست چه اتفاقی برای اون مرد افتاد..نمیدونست چرا خونی شده..حتی نمیدونست چرا الان توی ماشین پلیسه!
دیدگاه ها (۰)

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁵درحال بررسی بمب بودم که یهو صدای دوی...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶³ویو: اتوقتی برگشتم بالا، دیدم کو...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

استاد من ۳

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟒@لیام +ت تهیونگ@کیی بود +خ خب م @ی سیلی محکم بهش زدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط