♦ ♦ 🔅 🔅 🔅 🌟 🔅 🔅 🔅 ♦ ♦

♦ ♦ 🔅 🔅 🔅 🌟 🔅 🔅 🔅 ♦ ♦

شب جمعہ حَرَمَت
قبلگہِ امّٺ شد

قامٺِ خَم شُده‌ے

مادرتاטּ رؤیٺ شد

صفٺِ اعظمِ تو
رحمـٺِ واسـع باشد

بےجهٺ نیسٺ شب‌

جمعہ شب‌رحمٺ شد

♦ ♦ 🔅 🔅 🔅 🌟 🔅 🔅 🔅 ♦
دیدگاه ها (۱)

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

مربی موتور سوار

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت ۱۰

پارت ۴: نقطه‌یِ ضعفِ معمارِ سایه‌هاساعت از ۳ صبح گذشته بود. ...

رمان : يك قدم تا توپارت ۶: علامت ا.ت:+علامت متیو:_علامت ریگو...

پارت بیست و دوم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط