سه تا شیرازی شب میخواستن بخوابن، میگن یکی پاشه چراغ رو خا

سه تا شیرازی شب میخواستن بخوابن، میگن یکی پاشه چراغ رو خاموش کنه کسی بلند نمیشه.

باهم شرط میبندن که هرکی حرف بزنه باید بلند شه چراغ رو خاموش کنه...
چند روزی شد ازشون خبری نبود تا اینکه همسایه ها در خونشون رو شکوندن سه تاشونو مرده پیدا کردن..

اولی رو غسل دادن و کفن کردن...
دومی رو هم غسل و کفن کردن...
سومی رو تا غسلش دادن گفت من زنده ام، یهو اون دوتا گفتن هورااااا باختی پاشو چراغ رو خاموش کن.
دیدگاه ها (۱۰)

P21F2(مامان انیا و اندر تو ازمایشگاه مرد بخاطر ازمایش ها مرد...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

contact 🍷#contract𝑃𝑇13ویو هویج:بعضی آدما وقتی وارد زندگی‌ات ...

ادامه سناریو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

مافیای من

part60. . صدای حرف زدن دو. نفرو مبهم میشنید +هیونگ یعنی واقع...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_16فصل هشتم | فق...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۶ (از زبان راوی) مکان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط