{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درمان من

p8
+ خدایا این چه ویژگیه که به من دادی. مورمور شدن دیگه چه مرضی ایه . از بچگی این مشکل رو دارم. فقط بابا بود که وقتی بهم دست میزد نه تنها مورمورم نمیشد بلکه بهترین حس دنیا رو داشتم. حتی از لمس شدن توسط مامانم چندشم میشد و خب این خوشایند نیست.
متوجه نمیشدم چی میگفت ولی صداش یه غمی داشت.
یهو صدای یونگی هیونگ رو پشت سرم شنیدم.
یونگی : پیست پیست . بیا اینجا( با صدای اروم )
_ چیه؟! این بالا چیکار میکنی؟
یونگی : وقتی تو مغزت کار نمیکنه من باید دست به کار بشم
_ منظورت چیه؟
یونگی: صدای ا.ت رو دادم به گوگل ترنسلیت
_ هیونگ تو خیلی زرنگی. امیدوارم یه روزی از زرنگیت به ضررم استفاده نکنی
یونگی : بیا پایین بابا الان صداتو میشنوه. چرت و پرت هم در نکن.
رفتم پایین و متن ترجمه شده رو خوندم. اخی این طفلک فقط از من بدش نمیاد. کلا با لمس شدن مشکل داره. خیلی گناه داره.
یونگی: راستشو بخوای اول فک کردم که داره خودشو لوس میکنه. مثل اینکه زود قضاوت کردم.
* ویو ا.ت *
خب حالا چص ناله بسته برم پایین یه چیزی بخورم مردم از تشنگی.
رفتم پایین.
_ ا.ت اومدی؟ منو هیونگ تصمیم گرفتیم برای ورود تو به زندگیمون یه جشن بگیریم.
+ چی؟!! جشن؟!!!
_ از اون جشن ها نه .یه جشن سه نفره که فقط باهم چیز میز بخوریم و حرف بزنیم و خوش بگذرونیم
+ من نمیدونم هر چی خودتون میدونین
_ پس مشکلی نداری؟
+ نه مشکلی نیست
* ۱۰ دقیقه بعد *
یونگی : خب بچه ها نوشیدنی و مزه هامون رسید
_ بزن بریم تو کارش... اها داشت یادم میرفت. ا.ت خانوم شما ابمیوه ی بدون الکل نوش جان میکنی
+ چرا اونوقت؟
_ یعنی چی چرا اونوقت. چون تو هنوز به سن مجاز نرسیدی.
+ بیشین بینیم بابا. من چندین بار با نورا خوردم
یونگی و تهیونگ با چشمای گشاد داشتن نگام میکردن.
_ چه غلطا. اینجا از این خبرا نیست.
+ من اگه بخوام بخورم میخورم. به شما ربطی نداره
_ ربط داره. خوبم داره
+ به عنوان چه کسی اون وقت؟؟؟ بابامی؟ داداشمی؟ عمومی یا داییم؟
_ من سرپرست تو ام و این اجازه رو بهت نمیدم
+ برو بابا حوصله نداریم
تهیونگ رو کنار زدم و وسایل رو از دست یونگی گرفتم و نشستم روی زمین و شروع کردم به باز کردنشون که دیدم دوتاشون اومدن و رو به روم نشستن
+ خب شروع کنیم
با کمی مکث
یونگی: بزن تو کارش


خب عزیزا بقیه پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو سانزو پارت ۲

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

تک پارتی کاراسو

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط