🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸

🌸💚#سرمست‌از‌عطرِ‌بهار💚🌸



هیچ #تعلقی به جایی که با ذوق رفتم، نداشتم.
#نعشم را جمع کردم، انداختم داخل کوله‌پشتی‌ام،
و از #خودم، پناه بردم به خودم.
#عشق، تمام احترامی را که داشتم، از من گرفت...✍️📸
.
#علی‌کشاورز





#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۲/۱۳

۲۰:۴۱⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋


.
دیدگاه ها (۰)

اخرین دعا 28

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

سواد سیاسیت رو بالا ببر سیا کردی بختمومو ایرانی

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

بادیگارده شخصی من پارت ۱۷

رمان

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۶سریع دوش گرفتم و آرایش کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط