رمان جونگ کوک{ زندگی دوباره } پارت ۱۸
×با سردرد بدی چشمام رو باز کردم نگاهی به اطرافم کردم اصلا جای آشنایی نبود نگاهی به دستام و پاهام کردم که همشون به زنجیر قفل شده بود شروع کردم داد زدن تا یکی بیاد این زنجیر های کوفتی رو باز کنه
× آهای کسی اینجا نیست( داد)
بیاید این در کوفتی رو باز کنی باشمام( داد)
× همینجوری که داشتم داد میزدم مردی وارد اتاق شد بهش میخورد بادیگارد باشه خیلی هیکلی بود
بادیگارد: ساکت باش الان ارباب میاد
× ارباب کدوم خریه منو از اینجا باز کن
،،سلام کوچولو )
× ج ... جکسون چیکار با من داری ها
( علامت جکسون @)
@ ( پوز خند) کاری باهات ندارم کوچولو میخوام تورو مال خودمم کنم
× من مال تو نیستم بفهم اشغال
@ کوچولو به من نگو اشغال برای خودت بد میشه
× ول کن بزار برم اگر نه جونکوک میکشتت
@ هه کوچولو خیلی خنگی نکنه عاشقش شدی ها
× اصلا عاشقش شده باشم به توچه
@ بزار یک چیزی رو برات روشن کنم جونکوک اصلا تورو دوست نداره
× گمشو تو از کجا میدونی
@ پس این ویس رو گوش کن
× من با هیچ چیزی گول نمیخورم
@ ساکت شو و گوش کن
× نمی دونم چم شده بود چرا گفتم جونکوک میاد نجاتم میده نکنه من عاشقش شدم نه این امکان نداره ولی اگه شده باشم چی که جکسون ویس رو گذاشت که جونکوک شروع کرد به حرف زدن
مکالمه جونگ کوک داخل ویس
_ هه دختره احمق فکر کرده عاشقشم این فقدر یک بازیچه بیشتر نیست میا توهم نقشت عالی بود تهیونگ و میا بزنید قدش الان من به عشقم یعنی سوهی میرسم دختره احمق
× باورم نمیشد اشکام شروع کرد به ریختن باورم نمیشد من عاشقش شده بودم اره عاشقش شدم ولی اون چیییی میااا چرا اون بهترین دوستم بود از بچگی باهم بزرگ شدیم داشتم اشک میریختم که جکسون دستم رو باز کرد
@ فهمیدی حالا میخوام ازت خواستگار کنم اگه جواب مثبت بدی کاری میکنم تا انتقام اون سه نفر رو بگیری
× نمیخواستم قبول کنم ولی اونا منو بازيچه خودشون کردند پس مجبور شدم قبول کنم
× قبوله
@ افرین بیبی حالا هم بگیر بخواب خیلی خسته شدی ( زنجیره پا ودست ات رو باز میکنه)
× باش
@ ( مجبور شدم بهش دروغ بگم تمام اون ویس ها هوش مصنوعی بود و همش الکی بود بلخره ات رو مال خودمم کردم دختر خوشکله ای هست بلخره انتقام رو ازت میگیرم جئون جونگ )
× روز ها به سرعت گذشت از اون روزی که اینجام ۲ روز هست که میگذره اولش هنوز باورم نمیشد که جونکوک اینکارو باهام کرده گفتم میاد دنبالم ولی ساده بودم اون مافیا هست تا الان باید میومد دنبالم ولی ههه چی حتا دنبالم نگشته من چه ساده بودم امروز عروسی من و جکسون هست میخوام انتقامم رو از جونکوک بگیرم، بلخره میکاپ آرتیست ها اومدند و شروع کردن آرایش کردنم دلم برای جونکوک تنگ شده بود شبی که داشتیم لباس عروسی انتخاب میکردیم اشکی از گوشه چشمام ریخت که دور از چشم میکاپ آرتیست نموند
میکاپ آرتیست: اتفاقی افتاده خانم
× نه چیزی نشده
میکاپ آرتیست : چشم، خوب اریشتون تموم شد موهاتونم درست شده فقدر لباس مونده که میگم بچه ها کمکتون کنند
× ممنون
× بلخره لباسم رو پوشیدم بغض بدی تو گلوم بود ولی نباید گریه کنم و خودمو زود ببازم لباسم رو تنم کردم و به سمت جکسون رفتم
@ به بیبی منو باش چه خوشکل شده
× ممنون بریم( بغض)
@ بریم
× به سمت تالار رفتیم که مهمون ها شروع کردن دستت زدن
ویو بعد از نیم ساعت
× جکسون من میرم میکاپم رو ترمیم کنم
@ مواظب خودت باش عشقم الاناست که عاقد بیاد
× باشه
× به سمت دشویی ها رفتم داشتم میکاپم رو درست میکردم که مردی هیکلی اومد سمتم ماسک داشت نمی تونستم صورتش رو ببینم
× تو کی هستی
_ سلام پرنسسم
× چی جونکوک گمشو عوضی
_ من عوضیم ها که دارو بیهوشی به ات میزنه و از اونجا سری میره بیرون و سمت ماشین میدوه
ادامه دارد🌠🥺
منتظر پارت بعد باشید شرط هارو میزارم براتون خیلی ممنون بابت حمایت ها تنکیو بای بای 🥺😍
استایل اول : لباس عروسی ات برای شبی که با جونکوک ازدواج کرد 💖
استایل دوم : کت و شلوار جونکوک 💜
استایل سوم: لباس عروسی ات برای شبی که با جکسون میخواست ازدواج کنه ❤
استایل چهارم : صورت و کت کت و شلوار جکسون 💙
شرط ها😍
۱۶ لایک 💌
۱۷ کامنت 💕
× آهای کسی اینجا نیست( داد)
بیاید این در کوفتی رو باز کنی باشمام( داد)
× همینجوری که داشتم داد میزدم مردی وارد اتاق شد بهش میخورد بادیگارد باشه خیلی هیکلی بود
بادیگارد: ساکت باش الان ارباب میاد
× ارباب کدوم خریه منو از اینجا باز کن
،،سلام کوچولو )
× ج ... جکسون چیکار با من داری ها
( علامت جکسون @)
@ ( پوز خند) کاری باهات ندارم کوچولو میخوام تورو مال خودمم کنم
× من مال تو نیستم بفهم اشغال
@ کوچولو به من نگو اشغال برای خودت بد میشه
× ول کن بزار برم اگر نه جونکوک میکشتت
@ هه کوچولو خیلی خنگی نکنه عاشقش شدی ها
× اصلا عاشقش شده باشم به توچه
@ بزار یک چیزی رو برات روشن کنم جونکوک اصلا تورو دوست نداره
× گمشو تو از کجا میدونی
@ پس این ویس رو گوش کن
× من با هیچ چیزی گول نمیخورم
@ ساکت شو و گوش کن
× نمی دونم چم شده بود چرا گفتم جونکوک میاد نجاتم میده نکنه من عاشقش شدم نه این امکان نداره ولی اگه شده باشم چی که جکسون ویس رو گذاشت که جونکوک شروع کرد به حرف زدن
مکالمه جونگ کوک داخل ویس
_ هه دختره احمق فکر کرده عاشقشم این فقدر یک بازیچه بیشتر نیست میا توهم نقشت عالی بود تهیونگ و میا بزنید قدش الان من به عشقم یعنی سوهی میرسم دختره احمق
× باورم نمیشد اشکام شروع کرد به ریختن باورم نمیشد من عاشقش شده بودم اره عاشقش شدم ولی اون چیییی میااا چرا اون بهترین دوستم بود از بچگی باهم بزرگ شدیم داشتم اشک میریختم که جکسون دستم رو باز کرد
@ فهمیدی حالا میخوام ازت خواستگار کنم اگه جواب مثبت بدی کاری میکنم تا انتقام اون سه نفر رو بگیری
× نمیخواستم قبول کنم ولی اونا منو بازيچه خودشون کردند پس مجبور شدم قبول کنم
× قبوله
@ افرین بیبی حالا هم بگیر بخواب خیلی خسته شدی ( زنجیره پا ودست ات رو باز میکنه)
× باش
@ ( مجبور شدم بهش دروغ بگم تمام اون ویس ها هوش مصنوعی بود و همش الکی بود بلخره ات رو مال خودمم کردم دختر خوشکله ای هست بلخره انتقام رو ازت میگیرم جئون جونگ )
× روز ها به سرعت گذشت از اون روزی که اینجام ۲ روز هست که میگذره اولش هنوز باورم نمیشد که جونکوک اینکارو باهام کرده گفتم میاد دنبالم ولی ساده بودم اون مافیا هست تا الان باید میومد دنبالم ولی ههه چی حتا دنبالم نگشته من چه ساده بودم امروز عروسی من و جکسون هست میخوام انتقامم رو از جونکوک بگیرم، بلخره میکاپ آرتیست ها اومدند و شروع کردن آرایش کردنم دلم برای جونکوک تنگ شده بود شبی که داشتیم لباس عروسی انتخاب میکردیم اشکی از گوشه چشمام ریخت که دور از چشم میکاپ آرتیست نموند
میکاپ آرتیست: اتفاقی افتاده خانم
× نه چیزی نشده
میکاپ آرتیست : چشم، خوب اریشتون تموم شد موهاتونم درست شده فقدر لباس مونده که میگم بچه ها کمکتون کنند
× ممنون
× بلخره لباسم رو پوشیدم بغض بدی تو گلوم بود ولی نباید گریه کنم و خودمو زود ببازم لباسم رو تنم کردم و به سمت جکسون رفتم
@ به بیبی منو باش چه خوشکل شده
× ممنون بریم( بغض)
@ بریم
× به سمت تالار رفتیم که مهمون ها شروع کردن دستت زدن
ویو بعد از نیم ساعت
× جکسون من میرم میکاپم رو ترمیم کنم
@ مواظب خودت باش عشقم الاناست که عاقد بیاد
× باشه
× به سمت دشویی ها رفتم داشتم میکاپم رو درست میکردم که مردی هیکلی اومد سمتم ماسک داشت نمی تونستم صورتش رو ببینم
× تو کی هستی
_ سلام پرنسسم
× چی جونکوک گمشو عوضی
_ من عوضیم ها که دارو بیهوشی به ات میزنه و از اونجا سری میره بیرون و سمت ماشین میدوه
ادامه دارد🌠🥺
منتظر پارت بعد باشید شرط هارو میزارم براتون خیلی ممنون بابت حمایت ها تنکیو بای بای 🥺😍
استایل اول : لباس عروسی ات برای شبی که با جونکوک ازدواج کرد 💖
استایل دوم : کت و شلوار جونکوک 💜
استایل سوم: لباس عروسی ات برای شبی که با جکسون میخواست ازدواج کنه ❤
استایل چهارم : صورت و کت کت و شلوار جکسون 💙
شرط ها😍
۱۶ لایک 💌
۱۷ کامنت 💕
- ۵۴.۹k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط