🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸


𝓟𝓪𝓻𝓽_5



نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!



{کهربا}


∆چطوره؟!
خوبه؟
زنده میمونه دیگه...


سری تکون دادم...


°بله حالشون خوبه فقط باید خون بهشون برسه و نهایت مدت بستری بودنشونم،دو الی سه روزه...


سری تکون داد و رفت کنار اون یکی پسره نشست....


از اتاق اومدم بیرون و رفتم پی کارای خون گرفتن برای این پسره...

پسره..
حتی اسمشم نمی‌دونستم...


بالاخره بعد ۱/۳۰تونستم براش خون پیدا کنم...

چه گروه خونی داشت...

+O



خون رو براش زدم و معاینه‌اش کردم...


کارم که تموم شد برگشتم به بخش تا یه بقیه بیماران سر بزنم...



♫⁩ادامه‌دارد♫⁩


#رمان
دیدگاه ها (۰)

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸𝓟𝓪𝓻𝓽_4نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!{...

🎸𝓘𝓽'𝓼 𝓱𝓲𝓼 𝓵𝓪𝓾𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻, 𝓘 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓲𝓽 ♡🎸𝓟𝓪𝓻𝓽_2نویسنده؟!؟شعله‌بانو!!{...

سلام بچه ها چطورید من امتحانام تمام شد بلخره یه پارت الان نز...

soledپارت ۲۵خوشحال بود که بالاخره تو رو از اون وضعیت نجات دا...

دوست پسر فیک من:)《P11》

casino2-8

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵¹(نایون+...

رمان قرار نبود قسمت25نوبتو گرفت و اومد نشست کنار من ... نمی ...

(Part21)15 سال دروغ {فکر کردم میتوانم او را در دستانم بگیرم ...

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 pŧ:⁸کوک سریع به سمت گوشیش می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط