P4

P4
خدا وکیلی دارم زخمت میکشم لایک کن دیگه ):📽
دیدم ا/ت داره سعی میکنه بلند شه ولی نمیتونست یه نگاه ریزی به ملیسا کردم داشت ریز ریز می‌خندید
با عصبانیت بلند شدم و رفتم سمت ا/ت کل دامنش جر خورده بود کت لباسمو درآوردم گذاشتم روی رونای پاش
نمیدونم چرا این کارو کردم ولی دیگه انجام دادم
ویو ا/ت :
دیدم جونگکوک اومده کتشو گذاشته رو پام کل صورتم قرمز شده بود
_ : میخوای با من بیای ؟!
+ : نه خودم میرم
_ : با این وضعیت ؟؟
+ : دوستم هلن تنها میره نمیخوام تنها بره
_ : اونم میرسونیم
+ : دیگه هیچی نگفتم و رفتم سمت کلاس هلن
ویو هلن :
دیدم ا/ت با یه ... وایسا ببینم ...... نه نه نهههههه پریسا کنار اون مرتیکه چه کار میکنه ( هوی مصه عادم بحرف) نبازد بزارم بش آسیب بزنه ..
سریع وسایلمو جمع کردمو رفتم سمتشون
هلن : اااااااااااااا/تتتتتتتتت پیش این مرتیکه چه کار میکنی
+ : هلن آروم باش داد نزن ( حالت ناراحت )
هلن : هوی آقای جئون چرا نزدیک رفیقم شدی ؟؟؟
_ : اگه کور نباشی میبینی که رفیقمون دامنش جر خورده و اگه نمیخواین تو راه یکی بتون تجا*وز کنه و بخورتتون با ماشین من میرین خونه .
هلن : که بعدش منت بزاری سرمون؟؟؟
_ : یاااااا چقدر حرف میزنی هلن رو مخمی ا/ت میای یا نمیای ؟؟؟
+ نگاهی به هلن کردم با خشم داشت نگام میکرد
هلن : باشه ولی ا/ت پیش من میشینه
_ : اوکی بابا غیرتی ...!
* ا/ت و جونگکوک و هلن سوار ماشین لامبورگینی خفن جونگکوک شدن و وسطای راه بودن که جونگکوک
گف ....

....
‌



لایک کن دیگههههههههههه :/
خماری بمانید ...! .
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

پارت ۴ (سرنوشت)

همسر غیره منتظره

پارت سومویو صبح:ا/ت با صدای آلارم گوشیش بیدار شد(همون روتین ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

مافیای من

سناریو مایکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط