سناریو واکاسا ادامه پارت۲

حرفی از نویسنده: اقا من دستم خورد پرت شدم بیرون کلا بعد دیدم سناریو نصفه ارسال شده ببخشید 🤣🤣

نویسنده: ا/ت ظرف غذاشو باز کرد و نصفشو داد به واکاسا

واکاسا: اینو خودت درست کردی؟

ا/ت: اره چطور

واکاسا: خیلی بد مزست(دروغ میگه)

ا/ت: خیلی رو داری

ا/ت: فعلا این در دسترسه بجبوری بخوریش(اقا داره بد میشه که🤣)

نویسنده: زنگ اخر از راه رسید چون خونه ا/ت نزدیک بو‌د داشت پیاده میرفت هنوز از دروازه مدرسه بیرون نرفته بود که یهو یه پسری دستشو می‌گیره

؟؟؟: امم ببخشید می‌تونم اسمتون رو بدونم

ا/ت دستشو پس میزنه

ا/ت: خوب من ا/ت هستم کارم دارید؟

؟؟؟: من یاماتو هستم خوشبختم(با سرخی)

ا/ت: اها اتفاقی افتاده

یاماتو: به نظر میرسه مسیرمون یکیه میشه منم باهاتون بیام

ا/ت: نمیدونم هرجور خودت راحتی

نویسنده: یاماتو توم مسیر داشت راجب خودش و اخلاقیاتش صحبت میکرد

یاماتو: راستش من ازتون خوشم اومده دوست دارید که باهام باشید؟

ا/ت: خوب نمیدونم واقعا چی بگم

نویسنده: ا/ت واقعا نمیدونست چیکار کنه از /یه طرفی واکاسا رو دوست داشت ولی مطمئن بود که واکاسا علاقشو از دست داده

ادامه دارد
دیدگاه ها (۳)

سناریو کوک پارت دوم

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو ران پارت ۲

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو کورو پارت یک

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

سناریو هانما پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط