در بعضی طوفان های زندگی، کم کم یاد می گیری که :

در بعضی طوفان های زندگی، کم کم یاد می گیری که :
نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت
متوجه می شوی بعضی را هر چند نزدیک اما نباید باور کرد
متوجه می شوی روی بعضی هر چند صمیمی اما نباید حساب کرد
می فهمی بعضی را هر چند آشنا اما نمیتوان شناخت
و این اصلا تلخ نیست
شکست نیست
آگاه شدن نام دارد
ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی
این آگاهی دردناک است
اما تلخ هرگز!
پ.ن=خب سلام ب همگی اومدم یه سر بزنم ببینم در چه حالید 😄😍
خیلی از دوستایی ک حالمو پرسیدن ممنونم بزرگیشونو رسوندن ...
در ضمن از دوستایی که جفت شیش بودم براشون و جفت پوچ اومدن بازم ممنونم روی واقعی شونو نشون دادن 🌹🙏
فعلا😊❤
دیدگاه ها (۱۹)

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

فاصله یک لبخند تا جنون

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

مافیای من — قسمت ۱۶پرونده‌ای که نباید باز می‌شدصدای قفل شدن ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

بزرگی به شناخت‌ و‌ معرفت به خدا و امام زمان عجش-هید رضا پناه...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط