ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔
_
جونگ کوک دست ا.ت رو میگیره وبه سمت اتاق تهیونگ میبره (مهمونی خونه کیم هاس دیگه )
در اتاقو باز میکه و واردش میشه
+ما اینجا چیکار داریم؟؟؟
-ازت یه خواهشی دارم
+چی(گیج)
-میخوام ماسکتو از رو صورتت وردارم
+چی نهههه(ترسیده)
-چیز نیست فقط میخوام یه بار ببینمت
+اخه....
-هیششش
+با..باشه
-خبب..
جونگ کوک ماسک ا‌ت رو ورمیداره و خشک میشه تا حالا کسی رو به زیبایی این دختر ندیده
+ز..زش..زشتم؟
جونگ کوک به چشمای ا.ت خیره میشه و حرفی نمیزنه
ا.ت بغض میکنه و میخواد بره که جونگ کوک دستشو میکشه و بین دیو.ار و خودش گیر.ش میندازه(عرررر) و ماسک خودشو برمیداره
ا.ت هم مطمئن کسی به خوش قیافه ایه جونگ کوک ندیده
-کایلا؟
+هوم(بغض)
-ما.ل من میشی؟
+چی؟
با چشمان پر از اشک به کوک خیره میشه
-ما.ل من شو ما.ل خود خودم
سرشو پایین میندازه
+نمیشه
-چرا؟
+بابام... بابام میخواد منو بده به الکساندر پسر خانواده لی
جونگ کوک مات به ا.ت خیره میشه
-چی؟؟؟
اشک از چشمای ا.ت میریزه
+اگه من زن اون شم بابام یه عالمه مال اموال میگیره
-من نمیزارم
+نمیشه
-اما اگه تو زن من شی ما.ل بیشتری میگیره
+نمیدونم بابای من با شما جن.گ داره فک نکنم بده
-تو نگران نباش من درستش میکنم
+ولی ما که همو دوست نداریم تو منو ندیدی چجوری عا.شقم شدی؟
-میشه گف عشق در نگاه اول
+من به زمان احتیاج دارم که دوست داشته باشم
-میتونم صبر کنم برای تو ولی این مدتو بیا نامزد باشیم که از دستت ندم
+باشه
-اسم اصلیت چیه؟
+امم ا.... ا.ت
-قشنگه
+تو چی؟
-جونگ کوک
+اسم تو قشنگ تره... جونگ کوک ..
جونگ کوک حس کرد قلبش ایستاد تا حالا کسی اسمش رو انقدر زیبا صدا نکرده بود
-د..دوباره بگو!
+چی رو
-اسممو دوباره صدا کن
+ج..جونگ کوک؟؟
جونگ کوک از اینکه ا.ت اسم اون رو صدا میزد قلبش میلرزید
-چ..چجوری انقدر قشنگ صدام میزنی؟
ا.ت لبخند میزنه و سرخ میشه
که جونگ کوک لپ.شو گاز میگیره
+اخخخخخخ چیکار میکنیییی
-ببخشید خیلی خوشمزه شده بودی
ا.ت دوباره سرخ میشه
+میتونم برم؟
-میخوای بری؟
+اوهوم
-نچ نمیزارم
-اممم ا.ت
+بله
-اجازه دارم؟؟که..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط