First love
part twenty-one²¹ :)
"اوه این کت جونگکوک نیست تنت؟"
با خجالت شکلات و پد گرمکن رو از مادر جونگ کوک گرفتم و تعظیم کردمو به صندلیم برگشتم ، خدایااااا خیلی خجالت میکشم.
نوبت اهنگ داینامیت با تموم انرژیم همراهی کردم و متوجه نشدم دوربین ها روی منه.
و بعد از صحبت های پایانی اعضا کنسرت تموم شد و مهمان ها به سمت در خروجی مخصوصا ایدل ها رفتن ولی من موندم و یونا هم مجبور شد بمونه.
رفتم پیش آرمی ها و کمکشون کردم توی تمیز کردن محوطه کنسرت .
"آهیون-شیییی شمایید واقعا؟"
"اره خودمم.. الان منو فقط یه آرمی در نظر بگیر نه ایدل"لبخند زدم.
"احیانا این کت جونگ کوک اوپا نیست؟"
"میدونی که خیلی از ایدل ها لباس های یک شکل دارند؟این عادیه و دلیل بر قرار گذاشتن نمیشه"
"اره حق با اهیون-شی عه"
"فقط بگو اهیون"
بعد تمیزکاری درخواست عکس گرفتن باهام رو دادن ولی با اینکه بقیه طرفدارا هم شایعه سازی کنن که لباسم مثل ماله جونگ کوکه درخواستش رو رد کردم و در عوض بهشون امضا دادم.
جونگ کوک:
بعد کنسرت مامانم توی پشت صحنه بود و لباس هامو عوض کردم و باهاش سوار ون شدم که بریم خونه من.
وقتی رسیدیم و رفتیم داخل همه چی عادی بود، مامانم رفت شام بپزه و من رفتم توی اتاقم که دوش بگیرم و تازه بهم ریختگی رو دیدم و خندم گرفت. در کمدم باز بود، حوله نو روی تخت بود، لواز ارایشی ها روی زمین جلوی ایینه قدی رها شده بودن، سشوار وسط اتاق بود.
بیهوا خندیدم.
"خیلی عجله داشتی"
سشوار رو گذاشتم توی کشو و در کمدم رو بستم و حوله نو رو گذاشتم به چوبلباسی و لوازم ارایشی هاش رو مرتب کردم توی کیف لوازم ارایشش و رفتم توی حموم.
لباس های دیشبش توی سبد لباس های کثیف بود، لباس های خودمم انداختم داخلش و همشون رو ریختم توی ماشین لباسشویی و رفتم دوش گرفتم.
بعد دوش با حوله دور کمرم لباس ها رو روی جای مخصوصش توی بالکن گذاشتم و لباس زیر هاش رو بدون نگاه زود گذاشتم.
برگشتم داخل که صدای زنگ خونه اومد.
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
"اوه این کت جونگکوک نیست تنت؟"
با خجالت شکلات و پد گرمکن رو از مادر جونگ کوک گرفتم و تعظیم کردمو به صندلیم برگشتم ، خدایااااا خیلی خجالت میکشم.
نوبت اهنگ داینامیت با تموم انرژیم همراهی کردم و متوجه نشدم دوربین ها روی منه.
و بعد از صحبت های پایانی اعضا کنسرت تموم شد و مهمان ها به سمت در خروجی مخصوصا ایدل ها رفتن ولی من موندم و یونا هم مجبور شد بمونه.
رفتم پیش آرمی ها و کمکشون کردم توی تمیز کردن محوطه کنسرت .
"آهیون-شیییی شمایید واقعا؟"
"اره خودمم.. الان منو فقط یه آرمی در نظر بگیر نه ایدل"لبخند زدم.
"احیانا این کت جونگ کوک اوپا نیست؟"
"میدونی که خیلی از ایدل ها لباس های یک شکل دارند؟این عادیه و دلیل بر قرار گذاشتن نمیشه"
"اره حق با اهیون-شی عه"
"فقط بگو اهیون"
بعد تمیزکاری درخواست عکس گرفتن باهام رو دادن ولی با اینکه بقیه طرفدارا هم شایعه سازی کنن که لباسم مثل ماله جونگ کوکه درخواستش رو رد کردم و در عوض بهشون امضا دادم.
جونگ کوک:
بعد کنسرت مامانم توی پشت صحنه بود و لباس هامو عوض کردم و باهاش سوار ون شدم که بریم خونه من.
وقتی رسیدیم و رفتیم داخل همه چی عادی بود، مامانم رفت شام بپزه و من رفتم توی اتاقم که دوش بگیرم و تازه بهم ریختگی رو دیدم و خندم گرفت. در کمدم باز بود، حوله نو روی تخت بود، لواز ارایشی ها روی زمین جلوی ایینه قدی رها شده بودن، سشوار وسط اتاق بود.
بیهوا خندیدم.
"خیلی عجله داشتی"
سشوار رو گذاشتم توی کشو و در کمدم رو بستم و حوله نو رو گذاشتم به چوبلباسی و لوازم ارایشی هاش رو مرتب کردم توی کیف لوازم ارایشش و رفتم توی حموم.
لباس های دیشبش توی سبد لباس های کثیف بود، لباس های خودمم انداختم داخلش و همشون رو ریختم توی ماشین لباسشویی و رفتم دوش گرفتم.
بعد دوش با حوله دور کمرم لباس ها رو روی جای مخصوصش توی بالکن گذاشتم و لباس زیر هاش رو بدون نگاه زود گذاشتم.
برگشتم داخل که صدای زنگ خونه اومد.
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۱.۰k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط