p1

با کشیده شدن دستت به عقب پرت شدی و بوی ادکلنش تو بینیت پیچید و بعد لباشو روی گردنت حس کردی و دستاشو روی شکمت بهم گره زد و بوسه آرومی روی گردنت زد
×پسر نعنایی من؟
÷همم؟
×موهات خیسه عزیزم
÷چند دقیقه پیش تمرین تموم شد
×و تو دوش گرفتی و زود اومدی سراغم هوم؟
÷از متیو شنیدم که چند دقیقه پیش رسیدی
بوسه دیگه‌ای روی گردنت زد و ادامه داد:÷دیگه نمیزارم بدون من برگردی لندن
×نباید یادت بره بابای من کیه عزیزم
÷با هم میریم...دوری از تو بدتر از مرگه
دستاشو از دور شکمت برداشتی و چرخیدی و با گذاشتن دستات دور کمرش بغلش کردی که بوسه‌ای رو موهات زد
÷یه ماهه ندیده بودمت عسلم و تو حتی جواب نامه‌های دوست پسرتو هم نمیدادی!
×سرم خیلی شلوغ بود عزیزم حتی فرصت برای استراحت کافی هم نداشتم
÷نظرت چیه بریم خوابگاه و با هم استراحت کنیم؟
سرتو از روی سینه‌ش برداشتی و نگاهتو به چشماش و بعد به لباش دادی
×نمیخوای ببوسیم؟
÷ببوسم؟
×اوهوم
لبخندی زد و خم شد روی صورتت که چشماتو بستی و دستاتو از کمرش به دور گردنش رسوندی و دور گردنش قفل گردی و اون کسی بود که لباتونو به هم رسوند و بعد صورتتو قاب دستاش کرد و لب پایینتو بین لباش گرفت و بوسه رو شروع کرد سعی میکردی جواب همه بوسه‌هاشو بدی ولی سرعت مک‌هایی که اون میزد رفته رفته بیشتر میشد و لبات کم‌کم داشت بیحس میشد ولی نمیتونستی از آرامش و لذتی که بهت میداد دست بکشی دریکو با یکی از دستاش که روی گونه‌ت بود گونه‌ت نوازش میکرد و دست دیگه‌ش رو نوازش‌وار روی گودی کمرت میکشید دیگه کم‌کم نفست بند میومد و چاره ای جز جدا شدن نداشتی سرتو به پشت خم کردی و جدا شدی و زود سرتو روی سینه‌ش گذاشتی و دستاتو دور کمرش حلقه کردی موهاتو نوازش کرد و بوسید
÷بیا بریم خوابگاه عسلم
‌×باشه
ازش جدا شدی که زود دستتو قفل دستش کرد و به سمت خوابگاه رفتین
وارد سالن عمومی شدین که زود دستاتونو از هم جدا کردی و با دیدن برادرت که کنار دوستاش بود دویدی سمتش که با دیدنت لبخندی زد و بغلشو برات باز کرد نشستی رو پاش و محکم بغلش کردی
=حالت چطوره کیتن؟
×متیو ریدللل من گربه نیستممم
=تو گربه منی عزیزم
×هوفف حیف که دلم برات تنگ شده بود وگرنه بغلت نمیکردم
دستاشو دور کمرت پیچید و کامل تو رو به خودش چسبوند و گونه‌تو نرم بوسید ولی اخم کرد
=ا.ت؟
×بله داداشی؟
=ادکلنتو عوض کردی؟
×چطور؟
=بوی دیگه‌ای میدی
با یادآوری اینکه دریکو رو بغل کرده بودی اونم چندین دقیقه رو بهش گفتی:×از ادکلن یکی از دوستام خوشم اومده بود یکم از اون خریدم
=او اوکی...حتما خسته‌ای برو استراحت کن برای شام میام بیدارت میکنم
×باشه داداشی
شرایط پارت بعد
لایک۱۷ تا
کامنت۱۷ تا
دیدگاه ها (۲۰)

رمان : یک قدم تا توپارت ۳:تایم شام تموم شد. همه اسلترینی ها ...

چندپارتی جونگ کوک

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

سناریو پسرای اسلایترین

(ادامه پارت قبل)مهمونی تموم شد و همه رفتن. اونجا فقط تو و چا...

ابلیس

پارت آخر

او به ارامی دستش را دور شونه ی دکو انداخت و اون را به سمت خو...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

تکپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط