فیک بی پایان
فیک بی پایان
پارت ۵
وقتی اسمش اومد همه تا چند ثانیه توی شوک بودند، هضم این ک ا/ت زندس براشون خیلی سخت بود
اون دختر پشت میکروفون رفت و پاک ترین و مظلوم ترین چهررو به خودش گرف درحالی که هم از اون همه نگاه معذب بود و هم توی دلش میخاس تهیونگو خفه کنه
+اهم اهم خب بله اسم من ا/ته که احتمالا من رو بشناسید
خیلی خوشحالم که امشب در خدمت شما حاضر شدم، من توی این سال ها خودمو مخفی کرده بودم چون امادگی هیچ چیزی رو نداشتم و میترسیدم خطری تهدیدم کنه ولی امشب من قراره مافیا بشم و خیلی از جنگ و خونریزی بدم میاد، خیلی خوبه که همه باهم دوست باشیم و بینمون صلح بر قرار بشه، ما برای کنار هم بودن زمان زیادی نداریم پس بهتره تا وقت داریم باهم مهربون باشیم
یه لبخند خجالتی زد و مستقیم سمت تهیونگ درحالی که توی ذهنش نقشنه مرگشو اماده میگرد رفت اون تمام مدت حرف زدن صداشو نازک، چهرشو معصوم و خیلی دخترونه رفتار کرده بود و همه اینا بخاطر حرف های جناب کیم بود
ویو جونگکوک
ا/ت؟
اره ا/ت.
این اسم برام زیادی اشنا بود با این ک نمیشناختمش ولی یادم نمیومد اسم کیه
چهره اون دختر زیادی معصوم بود ولی در طول صحبت رنگ نگاهش برای چند ثانیه سرد و بی حس میشد و همین داد میزد که چهره اصلیشو نشون نمیده
.
.
.
.
تصمیم گرفتم که برم ی هوایی بخورم چون احساس خفگی کردم
داشتم روی پشت بوم عمارت راه میرفتم که یه دخترو دیدم که پشتش به من بود و به نرده تکیه داده بود و داشت اسمونو نگاه میکرد و در عین حال هفت جدو اباد یه نفر به فحش میکشه طوری ک حاضرم شرط ببندم کل خاندان طرف اومد جلوی چشماش
یکم دقت کردم دیدم همون دختره ا/ته ولی صداش فرق داش صداش به طرز خفنی بم بود
رفتم سمتش و با یکم فاصله ازش با همون پوزیشن به نرده تکیه دادم و بدون این که بهش نگاه کنم با لحن گرم و شوخی گفتم: دلت خیلی پره هاااا
یه نیم نگاه کوچیک بهم کرد و با لحنی که میزد به اعصبانیت بخوره گفت: خیلیییی پسره الدنگ فک کرده کیه به من دستو...
اوه شت
صداشو دوباره نازک کرد و گفت: عااا ببخشید هواسم نب...
که نزاشتم حرفشو بزنه و گفتم:
بیخیال بابا میدونم اصلا همچین ادمی نیستی نیاز به تظاهر نی
پارت ۵
وقتی اسمش اومد همه تا چند ثانیه توی شوک بودند، هضم این ک ا/ت زندس براشون خیلی سخت بود
اون دختر پشت میکروفون رفت و پاک ترین و مظلوم ترین چهررو به خودش گرف درحالی که هم از اون همه نگاه معذب بود و هم توی دلش میخاس تهیونگو خفه کنه
+اهم اهم خب بله اسم من ا/ته که احتمالا من رو بشناسید
خیلی خوشحالم که امشب در خدمت شما حاضر شدم، من توی این سال ها خودمو مخفی کرده بودم چون امادگی هیچ چیزی رو نداشتم و میترسیدم خطری تهدیدم کنه ولی امشب من قراره مافیا بشم و خیلی از جنگ و خونریزی بدم میاد، خیلی خوبه که همه باهم دوست باشیم و بینمون صلح بر قرار بشه، ما برای کنار هم بودن زمان زیادی نداریم پس بهتره تا وقت داریم باهم مهربون باشیم
یه لبخند خجالتی زد و مستقیم سمت تهیونگ درحالی که توی ذهنش نقشنه مرگشو اماده میگرد رفت اون تمام مدت حرف زدن صداشو نازک، چهرشو معصوم و خیلی دخترونه رفتار کرده بود و همه اینا بخاطر حرف های جناب کیم بود
ویو جونگکوک
ا/ت؟
اره ا/ت.
این اسم برام زیادی اشنا بود با این ک نمیشناختمش ولی یادم نمیومد اسم کیه
چهره اون دختر زیادی معصوم بود ولی در طول صحبت رنگ نگاهش برای چند ثانیه سرد و بی حس میشد و همین داد میزد که چهره اصلیشو نشون نمیده
.
.
.
.
تصمیم گرفتم که برم ی هوایی بخورم چون احساس خفگی کردم
داشتم روی پشت بوم عمارت راه میرفتم که یه دخترو دیدم که پشتش به من بود و به نرده تکیه داده بود و داشت اسمونو نگاه میکرد و در عین حال هفت جدو اباد یه نفر به فحش میکشه طوری ک حاضرم شرط ببندم کل خاندان طرف اومد جلوی چشماش
یکم دقت کردم دیدم همون دختره ا/ته ولی صداش فرق داش صداش به طرز خفنی بم بود
رفتم سمتش و با یکم فاصله ازش با همون پوزیشن به نرده تکیه دادم و بدون این که بهش نگاه کنم با لحن گرم و شوخی گفتم: دلت خیلی پره هاااا
یه نیم نگاه کوچیک بهم کرد و با لحنی که میزد به اعصبانیت بخوره گفت: خیلیییی پسره الدنگ فک کرده کیه به من دستو...
اوه شت
صداشو دوباره نازک کرد و گفت: عااا ببخشید هواسم نب...
که نزاشتم حرفشو بزنه و گفتم:
بیخیال بابا میدونم اصلا همچین ادمی نیستی نیاز به تظاهر نی
- ۱۲.۵k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط