part:11
اسم فیک:زخم های رقم خورده.
``خنده و خوشی برای چند دقیقه``
+سئول خیلی تغییر کرده بود آب و هواش گل ها درخت ها انگاری تازه جون گرفته و سرزنده تر شده.
مردمش همون مردم مهربون و خونگرم البته کنی تاکسیک.
درخونه رو بستم الکساندر چمدون های خودش و من رو پشت در گذاشت.
خونه مجردیم تو این خونه شادی کردم خندیدم گریه کردم پارتی گرفتم دعوا کردم.
صحنه ها یکی یکی از گوشه مغزم دوباره زنده شدند و نصف این خاطره ها هم با تهیونگ بود دوستای زیادی داشتم اما بعد از اینکه تصمیم گرفتم برگردم اسپانیا باهمشون قطع ارتباط کردم.
الکساندر:رزا تو این خونه جنی چیزی هست.
+نه چطور مگه.
الکساندر:پس چرا سرامیک ها برق میزنن ظرفا یکی یکی چیده شدن مبل ها به ترتیب خودشونن و....
+چندساعت پیش به یکی سپردم که اینجارو گردگیری کنه.
الکساندر:فکر همه چیو کردی ها.
+آره دیگه بگذریم تو برو دوش بگیر اتاقت انتهای پنجره سمت راست.
الکساندر:باشه.
+وقتی الکساندر رفت لپ تابمو از چمدون در آوردم روی مبل نشستم یکی از کوسن هارو برداشتم روی دوتا پاهام گذاشتم و لپ تابو روش قرار دادم.
بد نیست کمی تحقیق کنم ببینم کیم تهیونگ تو این یک سالی که نبودم چه کرده.
+اوه خبرهای زیادی ازت پخش شده مرد حالا کدومو بخونم.
{{کیم تهیونگ و کیم میرا در مراسم دیشب مثل ستاره هالیوودی درخشیندند و......}}
لپ تابو خاموش کردم هنوز توان اینو ندارم که اونو بایه دختر دست تو دست ببینم چیزی درونم انگار مثل آتشفشان درحال منفجره.
+سرمو با دستام گرفتم سرم درد میکرد و با یاد آوری حرفای مامانم سردردم از قبل بیشتر میشد.
جمله ای که موقع خاک کردن پسرم گفتم و یادم اومد.
(هرچی هم بشه هرکجا که باشم قول میدم انتقامتو بگیرم جهیون )
+نه تسلیم نمیشم نباید بشم جا نمیزنم با هر دختری که میخواد باشه من فقط برای یچیز به اونجا اومدم و اونم......
الکساندر:انتقام پسرته.
+به الکساندر نگاهی قدی انداختم قطره های دوش آب هنوز روی هیکلش مثل ستاره میدرخشید موهاش که خیس شده و به طور موج داره روی پیشونیش ریخته بود.
(پایین تنش با حوله پوشیدست🤦♀️)
+الکساندر فک نمیکنی یکم وضعت نامناسبه.
نه بابا تو عین خواهرمی عیب نداره که حتی..
+عع عع زشته حیا کن پسر 💔.
الکساندر:شوخی کردم بابا.
هردومون همزمان زدیم زیر خنده ای کاش همیشه همینجوری بود اما چه فایده که این خنده تا چند دقیقه بیشتر دوام نمیاره..
ادامه دارد....
کامنت بزار🔪🔪🔪🔪
``خنده و خوشی برای چند دقیقه``
+سئول خیلی تغییر کرده بود آب و هواش گل ها درخت ها انگاری تازه جون گرفته و سرزنده تر شده.
مردمش همون مردم مهربون و خونگرم البته کنی تاکسیک.
درخونه رو بستم الکساندر چمدون های خودش و من رو پشت در گذاشت.
خونه مجردیم تو این خونه شادی کردم خندیدم گریه کردم پارتی گرفتم دعوا کردم.
صحنه ها یکی یکی از گوشه مغزم دوباره زنده شدند و نصف این خاطره ها هم با تهیونگ بود دوستای زیادی داشتم اما بعد از اینکه تصمیم گرفتم برگردم اسپانیا باهمشون قطع ارتباط کردم.
الکساندر:رزا تو این خونه جنی چیزی هست.
+نه چطور مگه.
الکساندر:پس چرا سرامیک ها برق میزنن ظرفا یکی یکی چیده شدن مبل ها به ترتیب خودشونن و....
+چندساعت پیش به یکی سپردم که اینجارو گردگیری کنه.
الکساندر:فکر همه چیو کردی ها.
+آره دیگه بگذریم تو برو دوش بگیر اتاقت انتهای پنجره سمت راست.
الکساندر:باشه.
+وقتی الکساندر رفت لپ تابمو از چمدون در آوردم روی مبل نشستم یکی از کوسن هارو برداشتم روی دوتا پاهام گذاشتم و لپ تابو روش قرار دادم.
بد نیست کمی تحقیق کنم ببینم کیم تهیونگ تو این یک سالی که نبودم چه کرده.
+اوه خبرهای زیادی ازت پخش شده مرد حالا کدومو بخونم.
{{کیم تهیونگ و کیم میرا در مراسم دیشب مثل ستاره هالیوودی درخشیندند و......}}
لپ تابو خاموش کردم هنوز توان اینو ندارم که اونو بایه دختر دست تو دست ببینم چیزی درونم انگار مثل آتشفشان درحال منفجره.
+سرمو با دستام گرفتم سرم درد میکرد و با یاد آوری حرفای مامانم سردردم از قبل بیشتر میشد.
جمله ای که موقع خاک کردن پسرم گفتم و یادم اومد.
(هرچی هم بشه هرکجا که باشم قول میدم انتقامتو بگیرم جهیون )
+نه تسلیم نمیشم نباید بشم جا نمیزنم با هر دختری که میخواد باشه من فقط برای یچیز به اونجا اومدم و اونم......
الکساندر:انتقام پسرته.
+به الکساندر نگاهی قدی انداختم قطره های دوش آب هنوز روی هیکلش مثل ستاره میدرخشید موهاش که خیس شده و به طور موج داره روی پیشونیش ریخته بود.
(پایین تنش با حوله پوشیدست🤦♀️)
+الکساندر فک نمیکنی یکم وضعت نامناسبه.
نه بابا تو عین خواهرمی عیب نداره که حتی..
+عع عع زشته حیا کن پسر 💔.
الکساندر:شوخی کردم بابا.
هردومون همزمان زدیم زیر خنده ای کاش همیشه همینجوری بود اما چه فایده که این خنده تا چند دقیقه بیشتر دوام نمیاره..
ادامه دارد....
کامنت بزار🔪🔪🔪🔪
- ۶.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط