پدر خونده (part195)
پدر خونده (part195)
با حس چیز داغی روی لبام بیدار شدم
که دیدم جونگکوک مسته و منو داره میبوسه یکم ازش فاصله گرفتم .
*جونگکوکا عشقم خوبی؟ چرا اینقدر داغی ؟
&خوبم ات ولی لطفا بیب بهت نیاز دارم .
*جونگکوکا تو هیچ وقت مست نمیشی چیشده؟
& یکی توی نوشیدنیم تحریک کننده ریخته و...
*باشه باشه فهمیدم
ات سرش رو توی گودی گردن جونگکوک فرو میکنه و آروم میبوسه .
جونگکوک ات رو بغل میکنه و داخل اتاق میرن و ......
(♚اسماته و اگه بخوایین توی کامنتا میزارم براتون)
#فلش بک _زمان حال
&فکر کنم حامله ای چون حالت تهوع داری رنگت پریده و... بنظرم اعلائمت خیلی شبیه..
*ولی ...جونگکوکا من ..من
&هیش بیب بیا بریم بیمارستان ضرری که نداره هوم ؟
*بریم
بعد چند مین به بیمارستان میرسند
چون ات نمیتونه راه بره
جونگکوک برآید استایل بغلش میکنه
و داخل بخش میره
و بعد از ویزیت دکتر وارد اتاق میشه و ات رو روی تخت میزاره.
با حس چیز داغی روی لبام بیدار شدم
که دیدم جونگکوک مسته و منو داره میبوسه یکم ازش فاصله گرفتم .
*جونگکوکا عشقم خوبی؟ چرا اینقدر داغی ؟
&خوبم ات ولی لطفا بیب بهت نیاز دارم .
*جونگکوکا تو هیچ وقت مست نمیشی چیشده؟
& یکی توی نوشیدنیم تحریک کننده ریخته و...
*باشه باشه فهمیدم
ات سرش رو توی گودی گردن جونگکوک فرو میکنه و آروم میبوسه .
جونگکوک ات رو بغل میکنه و داخل اتاق میرن و ......
(♚اسماته و اگه بخوایین توی کامنتا میزارم براتون)
#فلش بک _زمان حال
&فکر کنم حامله ای چون حالت تهوع داری رنگت پریده و... بنظرم اعلائمت خیلی شبیه..
*ولی ...جونگکوکا من ..من
&هیش بیب بیا بریم بیمارستان ضرری که نداره هوم ؟
*بریم
بعد چند مین به بیمارستان میرسند
چون ات نمیتونه راه بره
جونگکوک برآید استایل بغلش میکنه
و داخل بخش میره
و بعد از ویزیت دکتر وارد اتاق میشه و ات رو روی تخت میزاره.
- ۳۹.۰k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط