اون مال منه

part 24

ات اونو کشت شوگا اومد سمت جنگکوک پدر و ته اومدن ات هم کمک کرد و اونا سوار ماشین شدن که برن که ات گفت

ات . وایسید سانا و مامان

شوگا . نگران نباش اونا جاشون امن قبلا بردیمش و خانم جئون زد یکی از افراد منو ناکار کرد

جنگکوک. خب که چی

ادمین . خب که چی نداره اومده نجات شما

جنگکوک . مگه من خواستم

ادمین . نه من خواستم

جنگکوک. خب تو نویسنده ای تو خواستی

ادمین . ایش آها شوگا یکی بهت تو کامنتا سلام رسوند

شوگا . سلامت باشن

ات . خب الان باید کجا بریم ؟

شوگا . عمارت من اونا ترتیب اینا رو میدن و برای من و باند جئون یه امتیازه

ات . وایسا ببینم من تمام عمرم داشتم با مافیا ها زندگی میکردم ؟

( آخ بچه ها یادم رفت بگم ات و شوگا پسر عمه و دختر دایین )

شوگا . تمام عمرت که نه ولی اره یچی تو همین مایه ها

ات . واو

ات . نگا دوست پسر سابق سادیسمیم پسر عمم دوست پسر الانم
یعنی الان من یکی از آرزو هامو میتونم تیک بزنیم عررررر

جنگکوک . آرزوهات چیان ؟

ات . خب
۱ . دوچرخه سواری ( انجام شده
۲ . ماشین سواری ( انجام شده
۳ . موتور سواری ( انجام شده
همینجوری ادامه می‌داد.........
.
.
.
و آخری دیدن دریا ( هنوز انجام نشده

شوگا . چه لیست بلند بالایی

سانا . کجاشو دیدین من اینو ۱۰ بار تا الان خوندم

ات . حیحی آره

ته . وای چقدر حرف می‌زنید چقدر مونده برسیم ؟

ات . ایش عنتر ( آروم

ته . شنیدم

ات . گفتم که بشنوی

ته . اوجوما

ات . به من میگی اوجوما به خدا مو به سرت نمیزارم وایسا

سانا . اتتت الان ماشین چپ میکنه

ات آروم شد و داشت با خودش حرف میزد و غر غر می‌کرد و بلند گفت

ات . تهیونگ اوجوشی

ته . خودتی

ته . شوگا کی می‌رسیم

شوگا . امم احتمالا شب

ته . ...

ویو کوک . بعد از یه عالمه خندیدن به ته و ات که مثل بچه ها قهر کرده بودن و با خودشون حرف میزدن و غر غر میکردن ات خوابش برد سرش و به شیشه تکیه داده بود و موهاش جلوی چشاش رو گرفته بود موهاشو کنار زدم و کتم رو با اینکه خونی بود در آوردم و کشیدم روش
.
.
.
ادامه دارد....

از صب دهنم سرویس شد ولی ویس نمیزاشت الان تونستم بزارم
دیدگاه ها (۳)

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

مربی موتور سوار

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

the lost leaves/رمان جیمین

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

👑 پارت سوم | حرف‌های پشتِ لبخندموسیقی تمام شد.صدای تشویق مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط